تراکم اندیشه‌ها

دست دعا، چشم امید_2

+ از این به بعد، پنج‌شنبه‌ها پست‌هایی از کتابِ «دستِ دعا، چشمِ امید» می‌ذارم. این کتاب دریافت‌ها و برداشت‌های سید مهدی شجاعی از مناجات خمسه‌عشره‌ی امام زین‌العابدین _علیه السلام_ هستن.

(کتاب رو کامل اینجا قرار نمی‌دم؛ چون از نظر قانونی و شرعی درست نیست. فقط پاره‌ای از هر فصل. اصلِ کتاب رو تهیه کنید که بودنش توی هر کتابخونه‌ای نعمته :)
#سوتی: من با تقویم و زندگی دچار مشکل شدم. امروز چهارشنبه است. شما پنجشنبه به حساب بیاریدش مثلا.
یاعلی

مناجات الشّاکین

گریزنده به شکایت آمده‌ام. از دشمنی که پرنده‌ی روحم را دانه‌ی گمراهی می‌پاشد و دامِ انحراف می‌گسترد و از شیطانی که پنجه‌ی اغوا بر قلبم می‌فشرد.
خدای من!
کَرتِ قلبم را را هرزه‌گیاه‌های وسوسه پرکرده است و دورِ آن را پرچینِ هواجس گرفته است. 
----------
به تو شکایت می‌کنم از چشمانی که خوفت را از گریه خشکیده‌اند و کویرِ دیدگانی که آفتابِ هیبتت را سوخته‌اند.
خدایا! چگونه بگوی، با کدام زبانِ شرم‌آلوده؟ با کدام دلِ دردآکنده؟ که این چشم‌ها از دیدنِ ان‌چه تو دوست نداری شاد می‌شوند، پندار می‌کنند که در زنجیرِ گناه آزاد می‌شوند.
----------
خانه‌ی بی‌تابِ دلم را دور از سیل‌ها و فتنه‌ها بنا ساز و با مهتابِ یاری‌ات از شرِ ظلمتِ دشمنانم رها ساز و مر رسواییِ عیوبم را پرده بینداز.

دست دعا، چشم امید_1

+ از این به بعد، پنج‌شنبه‌ها پست‌هایی از کتابِ «دستِ دعا، چشمِ امید» می‌ذارم. این کتاب دریافت‌ها و برداشت‌های سید مهدی شجاعی از مناجات خمسه‌عشره‌ی امام زین‌العابدین _علیه السلام_ هستن.
(کتاب رو کامل اینجا قرار نمی‌دم؛ چون از نظر قانونی و شرعی درست نیست. فقط پاره‌ای از هر فصل. اصلِ کتاب رو تهیه کنید که بودنش توی هر کتابخونه‌ای نعمته :)

یاعلی

مناجات التائبین

به عزتت سوگند، که جز تو مر گناهانِ خویش را بخشنده‌ای نمی‌یابم و شکستگیِ خویش را جز تو پیوندی نمی‌بینم.
من اینک با بال‌های تواضع به بارگاهِ تو بازگشته‌ام و پیشانیِ خشوع و خواریِ خویش بر درگاهِ قدرتت نهاده‌ام.
اگر از درِ رحمتِ خویش برانی‌ام، به کدامین در پناهنده شوم؟ و اگر از قله‌ی رأفتت فروافکنی‌ام، به کدامین دامنه بگریزم؟ که صد افسوس از خجلت و رسوایی‌ام... و هزار افغان از توشه‌ی راهم.
----------
آیا بنده‌ی فراری، جز به سوی مولای خویش برمی‌گردد و از خشمِ کیفربارِ او، جز در کنارِ او پناه می‌گیرد؟
معبودِ من!
اگر درِ ورود به بارگاهِ توبه‌ات پشیمانی است، به عزتت سوگند که من به این آویخته‌ام و اگر استغفار از گناه، تیشه‌ای مر ریشه‌ی گناهان راست، این تیشه استغفارِ من!
----------
تویی که بندگان را به بارگاهِ عفوت دری گشودی و توبه‌اش نامیدی و فریاد زدی که: «هلا مردمان! به سوی من آیید. آمدنی نادمانه و عاشقانه.»
----------
من اولین عصیانگرِ تو نیستم که بر او بخشیدی و در سایه‌ی ابرِ احسانت بر او باریدی.
----------
استجابت کن دعای مرا و مسوزان ریشه‌ی نهالِ آرزوی مرا و بپذیر رجعتِ مرا و بپوشان فضیحتِ مرا.
از پذیرنده‌ترین پذیرندگان....
و ای پوشنده‌ترین راز پوشان...
و ای مهرگسترترین مهربانان...

Designed By Erfan Powered by Bayan