تراکم اندیشه‌ها

قلــم نگاری های ذهــنِِ من

الکی :/

حرف زیاد دارم...کلمه ها چرا نیستن؟ درهم می نویسم :|
+ ولی وجدانا به هر شِر و وری نگین شعر. بیچاره شعر خجالت می کشه. همچین گونه هاش گل میفته و اناری می شه...همچین چارقد می کشه رو صورتش. آدم دلش کباب می شه.
+ نمی فهمم پاییز چی کار می کنه با من؛ ولی وقتی پاییز میاد انگار کن که من عاشق ترین آدمِ جهانم... البته زمستونم همچین خاصیتی داره :دی
ینی مثلا شما فکر کن هی تو گوشت زمزمه کنن،
" من و همین یه عکست، به هم علاقه داریم، که سالیانِ ساله، به دردِ هم دچاریم "
یا مثلا هی داد بزنه :
" تو خش خشِ برگای پاییزی، راه رفتنت شبیهِ بارونه،ترانه مو دستِ تو می نویسه،آهنگمو رقصِ تو می سازه "
یا هی بشکن بزنه و بخونه :
" مردی پیاده آمده تا روستای تو، شعری شکفته روی لبانش برای تو، آورده لهجه های پر از دودِ شهر را، آرام شست و شو بدهد در صدای تو "
یا مثلا هی ورق بزنی، هی شعر بخونی...هی سیر نشی و عطشت بیشتر شه و هی بازم بخونی و هی بازم بخونی و هی بازم بخونی...
+ چرا هر کی دانشجوی ترمِ اولی می بینه یه لبخندِ عجیبی رو لبش می شینه؟ گودزیلاییم مگه؟ :/ 
+ می رقصد زندگی، در جامِ چشمِ تو...سرزد صبحِ امید، از شامِ چشم تو 
+ نمی دونم دلیلِ آفتِ دهن چیه. ولی هر چی که هست، بر پدرش صلوات :/ 
+ لبخند، عجب هدیه ی خوبی بود که خدا بهمون داد :)

شاد باشین.
یا علی


هانیه شالباف
۰۴ مهر ۹۵ , ۲۱:۱۶
همه‌ی پست یه طرف ؛ این آهنگ یه طرف :
می‌رقصد زندگی، در جامِ چشمِ تو...سرزد صبحِ امید، از شامِ چشم تو

دیوانه‌شم :))


پاسخ :

اصلا یه جورِ عجیبی لعنتیه...

دهنم وقتی بیکار می شه شروع می کنه زمزمه کردنِ این بیت.

+ از گروهِ پالت، باز باران با ترانه اش رو هم بی نهایت عاشقم ^_^
منتظر اتفاقات خوب
۰۵ مهر ۹۵ , ۱۵:۱۳
به اون نگاه ها و لبخندها اهمیت ندید. این نیز می گذرد.

پاسخ :

اهوم...

ممنون :))
بیست و دو
۰۵ مهر ۹۵ , ۱۶:۱۹
منم لبخند میزنم به ترم اولی ها:/

پاسخ :

لبخندِ " خوش اومدی " یا لبخندِ " بمیرم برات نمی دونی چی در انتظارته"؟


هانیه شالباف
۰۶ مهر ۹۵ , ۰۰:۵۱
اره ... اومدم بنویسم آقای بنفش خیلی خوبه , یاد لیلی افتادم , در نتیجه ... همه‌شون عالین!

پاسخ :

اصا یه جور عجیبین :))

موافقم
بانوچـ ـه
۱۰ مهر ۹۵ , ۱۸:۴۲
چرا اینطوری دو رنگی نوشتی سخت بود خوندنش :/

آفت دهن من معمولا سالی یکی دو بار دچارشم... به من میگن چون کم آب میخوری :|

پاسخ :

اون موقع که نوشتم پس زمینه ی وبلاگ سیاه بود...تابلو می شد هر دو تا رنگ. دیشب خل شدم عوضش کردم. رنگ متن پستا رو تغییر نداده بودم. 
الانم دوباره برگشتم به قالب قبلی -__-

من روزی سه پارچ تقریبا :/

ولی هفته ای سه تا آفت می زنم :(

+ ویتامین ب هم می گن کم باشه آفت می زنی ..یه دوست دارم گفت تجمع کاندیدا آلبیکنزه -_-
فرید صیدانلو
۱۹ مهر ۹۵ , ۰۰:۱۴
خانه بر دوشمممم

پاسخ :

اصا کل این ترانه حتی ^_^
خانوم لبخند :)
۱۹ مهر ۹۵ , ۰۶:۲۷
شعرای الان اکثرش شعر نیستن، معرن:/

پاسخ :

به خدا :/

اصا نمی تونم کنار بیام باهاشون -_-
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan