تراکم اندیشه‌ها

قلــم نگاری های ذهــنِِ من

اندر دل من قرار و آرام نماند... دشنام فرست اگرْت پیغام نماند

اگه حوصله ندارین، اولین + رو نخونید و از دومی شروع کنید. اولی بیشتر حالت غرغر داره. ولی از دومی به بعد شیرینه :)

+من اگه کشمش، گردو، پسته، شکلات، آبمیوه یا یه چیزی که بشه هر از گاه انداختش تو دهن کنارم نباشه، نمی‌تونم درس بخونم و سردرد می‌گیرم. بیشتر از رفع گرسنگی، حالتِ تخلیه‌ی انرژی اضافه ناشی از یه مدت طولانی یک‌جا نشینی داره. حتی تخمه هم باشه کافیه. حتی آب معدنی. فقط یه رفتاری اضافه‌تر کنارِ مطالعه باشه، که دست‌هام بیکار نمونن و در عین حال به تفکر هم احتیاج نداشته باشه.

و خب در طول ماه مبارک، روزها قطعا نمی‌شه به این شیوه مطالعه کرد. ضمن اینکه چندساعت قبلش هم آب نخوردم و لعنت بر یزید! من اگه هر یک‌ساعت یک‌بار یه لیوان آب نریزم تو حلقومم، روانم به هم می‌ریزه.
درنتیجه روال رو تغییر دادم. در طولِ شب درس می‌خونم و در طولِ روز می‌خوابم. اما من باور دارم این کسانی که برنامه امتحانی می‌چینن، پیش‌تر از ماموران ساواک بودن! لعنتی چطور ممکنه از شنبه تا سه‌شنبه امتحان بچینی؟ 
خب شنبه و یک‌شنبه واقعا مشکلی نداشتم. امتحان‌ها یکیش ده و نیم صبح بود و یکیش هشت صبح. شب تا صبح می‌خوندم، امتحان می‌دادم و پس از بازگشت به خونه می‌خوابیدم. خیلی نرمال بود همه‌چیز تا امتحانِ امروز! امتحان امروز، قواعدِ عربی بود و ساعت چهار و نیم بعد از ظهر.
خب سیستم بدنیم عادت نکرده که قبل از هشت_نه صبح بخوابم. در نتیجه شب نتونستم بخوابم. چهار و نیم امتحان رو دادم و پنج و نیم رسیدم خونه. 
و خب الان از شدت خستگی و خواب‌آلودگی خوابم نمی‌بره. خود این به خودیِ خود مشکل نبود! اگه فردا هشت صبح مجددا امتحان نداشتم و امشب می‌تونستم به‌سانِ آدمیزاد بخوابم. 

+فردا امتحانم کشف‌الاسراره... احتمالا می‌دونید ولی اگر نمی‌دونید کشف‌الاسرار رو جنابِ میبدی نوشتن. ایشون احتمالاً یا شاگردِ خواجه عبدالله انصاری بودن، یا به هر طریقی، از تفسیرِ قرآنِ ایشون خبر داشتن به طور کامل. خواجه عبدالله انصاری، قرآن رو تفسیر کرده بودن و خب تفسیرِ خواجه عبدالله انصاری به طورِ قطع اونقدر خفن خواهد بود، که یه روزی آقای میبدی بگه من می‌خوام تفسیرِ کتابِ تفسیرِ ایشون رو بنویسم! و به این شکل، کتاب کشف‌الاسرار تالیف می‌شه. درواقع کشف الاسرار، تفسیرِ تفسیرِ قرآن کریمه. خودِ کتابِ کشف الاسرار، سه بخش داره. بخش اولش ترجمه لغت به لغت. بخش دوم تفسیرِ عادی مثلِ همه‌ی مفسرین و بخشِ سوم اون که دو واحدِ درسیِ ماست ( واقعا خوش به سعادتم که ادبیات می‌خونم ) تفسیرِ عارفانه‌ی قرآنه. یعنی تفسیرِ قرآن، با ذوقِ عارفانه ترکیب می‌شه و یه چیزِ فوق‌العاده دلبرانه‌ای رقم می‌زنه که مپرس.

محضِ مثال خدمتتون می‌گم... آیه‌ی 260 سوره مبارکه بقره  جریانش اینه که یه روز حضرت ابراهیم به خداوند می‌گن که آخدا، بگو چطوری مرده‌ها رو زنده می‌کنی؟ خداوند می‌فرماد اولم تومن؟ مگه ایمان نداری پسر؟ حضرت جواب می‌دن که بلی، ولکن لیطمئن قلبی. می‌خوام دلم آروم بگیره.
که بعد خداوند می‌گن 4تا پرنده بگیر و بکش و تکه تکه کن و سرِ هر کوهی یه تیکه پرنده بذار. بعد هر پرنده رو صدا بزن و آقا ابراهیم این کارها رو می‌کنن و پرنده‌های تیکه‌پاره وصله پینه می‌شن و بال‌زنون می‌رن پیشِ حضرت.

حالا همین داستان از زبونِ آقامون میبدی:
« این آیه به زبانِ کشف بر ذوقِ اربابِ حقائق رمزِ دیگری دارد و بیانی دیگر. ابراهیم مشتاقِ کلامِ حق بود و سوخته‌ی خطابِ او، سوزش به غایت رسیده و سپاهِ صبرش به هزیمت شده، و آتشِ مهر زبانه زده، گفت: خداوندا بنمای مرا تا مرده چون زنده کنی؟ گفت یا ابراهیم « اوَلَم تؤمن» ایمان نیاورده‌ای که من مرده زنده کنم؟گفت: آری ولکن دلم از آرزوی شنیدنِ کلامِ تو و سوزِ عشقِ خطابِ تو زیر زبر شده بود، خواست تا گوئی «اولم تؤمن» مقصود همین بود که گفتی و در دلم آرام آمد.»
بعد یه داستان تعریف می‌کنه که یه آقایی عاشق و شیفته‌ی یه خانومی می‌شه و هرچی این بهش پیغوم پسغوم می‌داده اون سربرنمی‌گردونده. این آقاهه متوجه می‌شه که اون خانومه خیلی گوهر دوست داره. می‌ره یه جواهر می‌خره، می‌ره صاف‌صاف وامیسته جلوی خانومه و می‌خواد با یه سنگ، اون گوهر رو بشکنه. خانومه طاقت نمی‌آره و « گفت: ای بیچاره چه می‌کنی؟ گفت: به آن می‌کنم تا تو گویی چه می‌کنی!»

یعنی می‌خوام بگم درس‌های من لذت‌بخش و شیرینه، آرزوی یه جماعتی اینه که درسشون هم‌چه چیزی باشه، ولی خب آدم به خواب هم احتیاج داره :| یعنی می‌خوام بگم چشم طاقت نمیاره هرشب هرشب دویست صفحه کتاب بخونه، ترجمه کنه. مغز شوکه می‌شه از خوندن ویژگی‌های سبکی. من الان یه پاراگراف اینو می‌خونم، کیف می‌کنم، می‌شینم قصه هم تعریف می‌کنم براتون خوش می‌گذرونیم دور هم، ولی وقتی تبدیل بشه به درس، جدی‌تر می‌شه و باید یه قدم بالاتر از لذت بردن بری. باید کاملا درک کنی اونقدر که بتونی تو برگه امتحان کامل بنویسی. باید بتونی روایت‌هاش رو حفظ کنی. آقا میبدی کلی حکایت داره که باید نکته‌ی مهم حکایت رو بدونی، اسمِ راویش رو بدونی که یهو نگه روایتِ شبلی درباره فلان موضوع چی بوده مثلِ آهو به گل بمونی. باید بدونی اون قرن ویژگی‌های سبکی چی بوده و از توی متن پیداش کنی. یک‌به‌یک لغت بدونی.

خلاصه که... غر نمی‌زنم. حق غر زدن ندارم. درس‌هام شیرینه و مسیرم انتخابِ خودم. عاشق وسطِ راهِ عشقه... اما خوابم میاد :| یعنی می‌خوام بدونی من بی‌خواب و گرسنه و لورده، می‌خوام عرفان بخونم و برم دم در باغ عرفان و بوی گلم چنون مست کنه که استغفرالله.

+ببخشید کامنت‌های پست قبل رو دیر جواب دادم. 

+ ببخشید خیلی حرف زدم. حرف‌های مغزم باید خالی می‌شد :) کی خوند؟

 +سرچ کردم، هفت بار تو همین متن جزغل، نوشتم "خب". الان شد هشت بار.

حوا ...
۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۹:۲۰
خداقوت حوا! چقدر خوندی! ( خطاب به خودم )

الان که غرهایت را نوشتی آرام شدی؟! :)
+ منم مشکلاتِ زیادی دارم با ساعتِ خواب و مطالعه :|

پاسخ :

هوراااا... خداقوت. لاحول ولا قوه الا بالله 

آروم شدم. ولی خوابم میاد :((

چرا انقدر نمی‌شه هماهنگ شد؟ 
ولی ما قوی‌ایم :)))
شا دان
۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۹:۲۸
وااااای.چه برنامه امتحانی مزخرفی

پاسخ :

هفته‌ی بعدی هم همینه (:(
حوا ...
۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۹:۳۰
خیلی قوی ایم :)))
درود بر خودمان :))

پاسخ :

درود :))

بانوچـ ـه
۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۹:۳۵
من خوندم ولی... واقعا درس هاتون شیرینه حنا :)

پاسخ :

چشمات درد نکنه :)
درس‌هامون ماهه. اونقدر که بشه به جای درس بهش گفت زندگی.
سِناتور تِد
۲۲ خرداد ۹۶ , ۲۰:۱۶
حاج آقا میبدی که تو گرگان هستن؟

پاسخ :

این آقای میبدی تو قرن شش زندگی می‌کردن. یادم رفت بگم تو متن چرا؟
عآنی
۲۲ خرداد ۹۶ , ۲۰:۲۷
بهت حسودیم میشه و نمیشه ... :*♡ 

پاسخ :

:))
یه انتخابه. 
kerman man
۲۲ خرداد ۹۶ , ۲۱:۲۲

سلام
ان شاءالله تو درسهاتون موفق باشین :)
تب درس و امتحان حسابی "بیان" رو گرفته
یاعلی

پاسخ :

سلام
ممنونم. همه ان‌شاالله :))
آخه ماه از خراد و دی وحشتناک‌تر؟

علی یارتون
عآنی
۲۲ خرداد ۹۶ , ۲۲:۰۲
دوست دارم برات کامنت بذارم :) 

پاسخ :

هر روز بیا. انقده بانمکه ازت کامنت گرفتن حانی. انگار راستکی آبجی بزرگه اومده بهم سر زده.
سِناتور تِد
۲۲ خرداد ۹۶ , ۲۲:۴۰
تکرار نشه دیگه :/ :))

پاسخ :

عرق شرم بر پیشانی‌ام نشسته :(
عاشقان ریاضی ....
۲۳ خرداد ۹۶ , ۱۰:۴۴
سلام امیدوارم موفق بشی

پاسخ :

سلام.. همچنین :))
مَـهدی (میرزای قدیم)
۲۳ خرداد ۹۶ , ۱۱:۱۵
سلام کتاب کشف الاسرار رو تو خونه لابلای کتابام دارم که از پدر به من رسیده. کتاب قطوریه و هرگز هم بازش نکردم. ولی جالبش قیمتشه. روش نوشته 3 ریال. حالا تخمین بزن مال چه سالیه. 

پاسخ :

سلام... بازش کنید. محشره... اگه کامله، فقط النوبه الثالث رو بخونید که تفسیر عرفانی داره. هرچند خیلی اوقات با عقاید من جور در نمیاد اما جذابه.
سه ریال؟؟ وااااقعا؟ حسودیم شد :|
من یه سری کتاب دارم برای سال 77 که سال تولدمه. 170 تومن. کلی ذوق می‌کردم که قدیمیه. 3 ریال پوزمو به خاک مالید هماکنون :|
مهر2خت 69
۲۳ خرداد ۹۶ , ۱۹:۲۷
من من من من :دی  (در پاسخ به سوال کی خوند؟)

متن میبدی چه باحال بود:دی
برو بخواب دیگه الان امتحانت تموم شده فکر کنم:دی

پاسخ :

تو بهترینی ^_^

حیلی خوبه ها... حالا اگه دوست داشته باشین بازم می‌ذارم :)

باورت نمی‌شه! یازده رسیدم خونه و موقع اذان مغرب با چک و لگد بیدارم کردن!
عآنی
۲۴ خرداد ۹۶ , ۰۲:۰۴
یادم بمونه میام :) اینجا اومدنه قلقکم میده . 
فک کنم گمت کردم باید بیام اینجا از این به بعد ! 🤔

پاسخ :

بیا بیا... خودم بهت لینک می‌دم از این به بعد :))

آره هستم :دی
میس واو
۲۸ خرداد ۹۶ , ۰۳:۰۰
سلام
اونروز که جواب سوالتو نوشتم عجله داشتم، دقت نکردم ارسال شد یانه. ارسال شد؟ 😎

پاسخ :

سلاااام... اومده و روزی سه بار می‌خونمش و هی مطمئن می‌شم که نمی‌تونم بهش برسم :(
ببخشید جواب ندادم. این مدت به خاطر امتحانا لپ‌تاپ روشن نکردم و می‌خواستم با تمرکز کامل و طویله جوابشو بدم و با گوشی نمی‌تونستم. شرمنده‌م :((

ناشناس
۰۲ مرداد ۹۶ , ۲۲:۱۱
سلام ببخشید شما چه رشته یی می خونید اگه زحمتی نیست جواب بدین خیلی کنجکاو و همچنین برام خیلی مهمه
:) لطفا

پاسخ :

سلام. ادبیات و زبان فارسی
چطور؟
ناشناس
۰۲ مرداد ۹۶ , ۲۲:۲۴
وااای ممنون که جواب دادین اخه من امسال کنکور انسانی دادم و ادبیات در الویتمه الان خیلی ذوق زده ام که یه دانشجو ادبیات رو برای اولین بار به صورت مجازی می بینم  الان به شدت هیجان زده ام باز هم ممنون

پاسخ :

پس امسال هم‌رشته می‌شیم :) 
خوشحالم که انتخابتون ادبیاته. دنیای ادبیات محشره، معرکه است.
ناشناس
۰۲ مرداد ۹۶ , ۲۲:۳۵
بله واقعا معرکه است :)

پاسخ :

امیدوارم بتونید بهش برسید :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan