تراکم اندیشه‌ها

قلم‌نگاری‌های ذهنِ من

انقدر بنویس که بشه

جدیدا با این کتاب‌های چهارجلدیِ زردرنگِ خط، تمرین می‌کنم. نه که امیدوار باشم به نستعلیق برسم؛ فقط در حدی که آدم از دیدنش تپش قلب نگیرد.
به خاطرِ این تمرینات و مدام نوشتن‌ها، خیلی روی دستخطم متمرکز شده‌ام و هرازگاه که حرفِ جدیدی را تمرین می‌کنم، حس می‌کنم که خطم، چه‌قدر به شخصیتم شباهت دارد!
موقعِ نوشتنِ حروفی مثلِ ن و ل و س، همیشه آخرِ نیم دایره را می‌بندم! انگار از دیدنِ هر مسیرِ ورودی هول برم دارد. انگار کسی درِ کلبه‌ی امنِ ذهنی‌ام را باز گذاشته باشد و من از ورودِ هر چیزِ جدیدی بترسم. 
موقعِ نوشتنِ هیچ حرفی انعطافی به خرج نمی‌دهم. به قولِ خودم خطم خشک است! الف‌ها بیش از حد صاف هستند و ب‌ها بیش از حد خط‌کشی شده. انگار نمی‌توانم خارج از محدوده‌ی تعریف شده حرکت کنم. انگار توی یک اتاقکِ سه متری حبس شده باشم. انگار نتوانم ی و ن را بلند و زیبا بکشم. می‌دانی؟ آدمی که نتواند ی را مثلِ موج روی صفحه بکشد، بلد نیست بال در بیاورد و تا ناکجاها پرواز کند. آدمی که نتواند ن را مثلِ نسیم روی کاغذ فوت کند بلد نیست درست و از عمقِ جان نفس بکشد. 
ج‌ و چ و ح را عینِ گنجشک می‌نویسم. عینِ گنجشکی که از سرما خودش را پف کرده باشد.
برای نوشتنِ هر حرفی، باید قاعده‌ای پیدا کنم. چه‌قدر از بالا شروع کنم و تا کجا پایین برسم، جای نقطه کجای هر حرف است و فاصله‌ی حروفِ مختلف نسبت به هم در کلمه چه‌قدر باید باشد و... هیچ‌چیز را بدونِ منطق، بدون استدلال نمی‌فهمم. هیچ مسیری را بدونِ داشتنِ یک نقشه‌ی دقیق  واضح پیش نمی‌برم. هیچ‌وقت دل به دریا نمی‌زنم.
این روزها خیلی می‌نویسم. هی کاغذ سیاه می‌کنم و به خطم نگاه می‌کنم. هی تمرین می‌کنم و تغییر می‌دهم. 
باید با تغییرِ خطم، شخصیتم هم دلنشین‌تر بشود. هان؟ باید روحِ بزرگ‌تری داشته باشم، باید دلِ دریاتری داشته باشم، باید آدمِ آدم‌تری باشم.


پ.نان: عید همگی مبارک :) همه امام رضایی باشیم الهی. 
خیلی زشته من به جای اینکه از امام رضا مشهد بخوام، شلمچه طلب کنم؟ :دی

پ.2نان: نگارنده می‌ره برای حذف محمد معتضدی از خنداننده شو مجددا گریه کنه. لعنت به این روزگارِ لاکردار :دی

  • نظرات [ ۱۴ ]
خور شید
۱۳ مرداد ۹۶ , ۱۸:۲۲
به نظر من که اصلا نباید آدما برن کلاس خط و فلان..
دست خط آدما خیلی به روحیاتشون نزدیکه.. 
اصلا چرا همه باید بشن شبیه هم؟ 

پاسخ :

اگه لازم باشه کسی شخصیتش رو تغییر بده چی؟ :)

نمی‌شن. واقعا نمی‌شن. ده نفر یه کلاس می‌رن و نهایتاً تو می‌تونی خط اونا رو از هم تشخیص بدی. حداقل با تفاوت‌های خیلی کوچیک.
آقاگل ‌‌
۱۳ مرداد ۹۶ , ۱۸:۵۹
حالا مگه ما دست خط مون بد بود افتادیم مردیم؟ :))
حتی با این همه غلط غلوط نوشتن هم هیچ اتفاقی برامون نیفتاد:d
.
طوری نیست. بزرگ میشه یادش میره. 

پاسخ :

من موقع خوندن جزوه همیشه اعصابم خرد می‌شه از دیدن خطم. برای همین فقط کتاب رو می‌خونم. همیشه استرس دارم از جزوه سوال نیاد. استرس بعضی درسا رو دارم که کلا با جزوه پیش می‌رن :))


والا.

الف سین
۱۳ مرداد ۹۶ , ۱۹:۰۶
این کتابا هنوز هست؟ هموناس ینی؟ نوستالژیه... برای 20 سال پیش منه :/

پاسخ :

از پونصدسال پیش تا پونصدسال بعد خواهد بود مطمئنا. عمرشون به آخر نمی‌رسه این لعنتیا :)))
פـریـر بانو
۱۳ مرداد ۹۶ , ۱۹:۰۹
هوممم... با توجه به تفاسیرت از دستخط و اینا من فکر کنم دائما درحال پروازم :| که اینقدر بی قید هر وقت دلم بخواد حروف رو می کشم و باهاشون عشق می کنم. حالم اگه خوب باشه که دیگه هیچ... عین نقاشی میشه :))

:: عید تو هم مبارک قشنگ خاتون :* ایشالله اونچه که از امام رضا میخوای زودی بهت بده :*

:: به نظر من اجرای اون شب میثم ضعیف تر از محمد بود و نباید حذف می شد :| اون دود و اینا خیلی باحال بود :دی حیف شد :/

پاسخ :

نیستی مگه؟  من همیشه دو تا بال کنارت تصور می‌کنم :)) خوبه... خطتتو دوست دارم.

فدا :)

آره ضعیف‌تر بود. ضمن اینکه من خیلی دوست داشتم ببینم محمد اینبار چه‌طور شگفت‌زده‌ام می‌کنه. در حالی که مطمئن بودم میثم قراره همچنان خاطره بگه. ضمناتر که من کلا با دیدن محمد یاد دوبله و صداپیشگی و رویاهام میفتم :)
حیف :( مریم هم حیف :(

منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۱۳ مرداد ۹۶ , ۲۲:۱۶
من چندتا فونت مختلف دارم! هیچ کدوم هم نمیشه گفت خیلی خوبه! دوست دارم خوش خط باشم ولی تا میام تمرین کنم باز همون جوری که خودم دوست دارم می نویسم!!
مجید رو دریاب*_^

پاسخ :

اگه دوستش داشته باشی که خوبه. من خط خودمو دوست ندارم آخه. کلیتِ خط خودمو دوست دارم ها. اما قابلیت خوانش نداره :دی

محمد :(
اسمارتیز :)
۱۳ مرداد ۹۶ , ۲۳:۱۵
منم خطم چندان تعریفی نداره. فک کنید نستعلیق و شکسته‌ نستعلیق و خط فانتزی با هم مخلوط شده باشن و خروجی هم بنا به نظر خودم باز به شکل‌های عجیب غریب در بیاد. 
خط نیست که، آش شله قلمکاره دییییی:
زیاد تمرین کردم خطم خوب شه ولی هیچ وقت اصولی نبوده، یعنی تلاشم فقط این بوده که خطم فقط جوری باشه که خودم دوسش داشته باشم دی: 
در حال حاضرم یکی دو نوع خط دارم که بنا به شرایط و سایز نوشتنم، متفاوته دی:

* منم این اجرای محمد معتضدی رو دوست داشتم واقعا.... ولی میثم درویشان پور هم واقعا خیلی خوبه:))) امیدوارم بین افشاری و درویشان پور، درویشان پور اول شه. افشاری ندوست:/

پاسخ :

به نظر که خیلی ناز و قشنگ میاد :))) من خط‌های فانتزی و عجیب رو کلا بیشتر از خط‌هایی مثل نستعلیق و اینا دوست دارم.
مسئله همون دوست داشتنه دیگه. اینکه دلنشین باشه برای خود آدم :))

میثم بانمکه ولی این اجراش نسبت به محمد ضعیف‌تر بود انصافا.هرکدومشون ببرن من به یه اندازه خوشحال می‌شم. دلبر و جانان که رفت :(
Mr. Moradi
۱۳ مرداد ۹۶ , ۲۳:۵۹
درسته خوش‌خطی خوبه و نستعلیق بلد بودن مزیتی هست برای خودش. ولی من دست‌خطِ خودِ خودِ خودِ آدم‌ها رو خیلی دوست دارم - به‌شرطی که دست‌خطشون شبیه اول ابتدایی‌ها نباشه :| بعضیا اینقده بچگونه می‌نویسن که اصن دست‌خطِ مستقلی ندارن :دی - 
من توی نوشتن هیچ قاعده‌ای ندارم. هرجور که دستم بره می‌نویسم. تقریباً اگه سریع بنویسم هیچ‌کس علاقه‌ای به خوندنِ دست‌خطم نداره :)) ولی خوشحالم و خرسندم که دست‌خطِ خودم رو دارم. دست‌خطی که نشونه‌ی منه و آدما از روش می‌تونن بفهمن که این نوشته، نوشته‌ی مرادی‌عه. 

پاسخ :

می‌دونید من عمرا و هرگز به خط نستعلیق و اینا دست نخواهم یافت. چون ذاتِ خطِ من یاغیه و ذاتِ نستعلیق آرامش. فقط می‌خوام اونقدر بنویسم که خطم از خرچنگی خارج بشه. در حقیقت من اصلا شبیه نمونه‌ی داخل کتاب نمی‌نویسم. فقط اون طرح رو در قالبِ خطِ خودم پیاده می‌کنم.
ولی خب اینی که می‌گید هم خیلی جذابه. اینکه بشه یه خط رو به یه نفر نسبت داد. جالب بود...
هوپ ...
۱۴ مرداد ۹۶ , ۰۰:۰۱
توصیفت از خطت چقدر شبیه به منه!

من بخاطر حذف مریم خیلی ناراحت شدم، ولی اعتراف میکنم انقدر که به میثم خندیدم با اینکه به ما تیکه انداخت، به هیچ کدوم از نفرات نیمه نهایی نخندیدم!

پاسخ :

ایول :))) یکی پیدا شد شبیه خودم.
 
تو که از اوناش نیستی :)) ولی واقعا بانمک بود توصیفش از فضای دندونپزشکیه. مخصوصا وقتی اسم یه ابزارو نمی‌دونست. 
اما محمد اجرای خلاقانه تری داشت :(
قاسم صفایی نژاد
۱۴ مرداد ۹۶ , ۰۰:۵۲
این پست در کانال بلاگرها منتشر شد
t.me/blogerha

پاسخ :

سپاس :))
دکتر سین
۱۴ مرداد ۹۶ , ۰۸:۵۸
تجربه‌ی شخصی من اینه که خط رو نمی‌شه توی یه بازه‌ی زمانی کوتاه تغییر داد. اگرم بشه، نتیجه خیلی مصنوعی و بی‌روح از آب درمیاد.
من خودم یه زمانی خیلی دغدغه‌ی دست‌خط داشتم. اما کاری که کردم طی سالیان متمادی به دست‌خط‌های خوب نگاه کردم. باور کنی یا نه، نگاه کردن، یا شاید کمی عمیق‌تر: همراه شدن و غرق شدن در انحناهای یه دست‌خط خوب، به طرز باور نکردنی‌ای در ناخودآگاه اثرگذاره و به مرور تغییرات ملموس و البته عمیق و ماندگاری رو به همراه داره. فقط باید از شتابزدگی و بی‌صبری دوری کنی! ^_^
ضمن این که مهم‌ترین نکته در زیبانویسی اینه که به هیچ عنوان نباید ماهیچه‌های دستت رو منقبض کنی. «کنترل حرکت قلم» با دست رخ نمی‌ده؛ بلکه در ذهن اتفاق می‌افته. باید قلم در دست تو اجازه‌ی رقصیدن داشته باشه تا بتونه نگاهتو مسحور کنه! :))

پاسخ :

آره. خب اگه برگردم به گذشته و مثلا خط اول راهنمایی و اول دبیرستان و پیش دانشگاهی و ترم اول رو بذارم کنار هم عمرا بشه تشخیص داد صاحب اینا یه نفره. چون به مرور براش وقت گذاشتم و با آرامشِ بیسیار به همین حدِ داغونی که هست رسیده :)
و خب آره خیلی با نگاه کردن موافقم. تاثیرش رو روی ذهن آدم می‌ذاره حتما. 
من از آرنج به پایین دستم فلج می‌شه بعد یه صفحه نوشتن. پس یه مشکل اساسی بدخطیم اینه که خیلی فشار وارد می‌کنم به قلم! :| 
و خب هیچوقت انقدر شاعرانه بهش نگاه نکرده بودم. امتحانش می‌کنم :)
فروردین دخت
۱۴ مرداد ۹۶ , ۱۰:۳۸
سلام...
یادش بخیر راهنمایی که بودیم از این کتابای چهارتایی خط داشتیم...ولی از من به تو نصیحت...تمرین با این کتابا خیلی دیربازده هست...به نظرم اگر بتونی بری پیش یه استاد خوب و کاربلد میتونی در عرض دو یا سه ماه خطت رو از این رو به اون رو کنی
دیدم که می گم :)

موفق باشی و سبز ...

پاسخ :

سلام :))
آره من الان چهارساله دارم باهاشون می‌نویسم هنوزم خطم کوفته است :) کلا با استاد و کلاس مشکل دارم ذاتا! :|

فدای تو :)
بانوی دی ماه
۱۴ مرداد ۹۶ , ۱۱:۳۹
دست خط :)
دارم به دست خط خودم فکر می کنم 
خیلی معمولیه 
مثه خودم 

پاسخ :

معمولی... فکر نکنم هیچ خطی و هیچ آدمی معمولی باشه. هر آدمی یه جوری خاصه :)
عاشق بارون ...
۱۵ مرداد ۹۶ , ۰۲:۳۱
یادمه که راهنمایی همیشه معلم‌مون بخاطر نقاشی‌هام٬ خطم رو هم 20 می‌داد. همه دادشون می‌رفت هوا که چرا! بعد معلم می‌گفت شما هم در این حد نقاشی بکشید بعد من خط‌تون رو 20 می‌دم!
ولی واقعاً خیلی خوبه آدم خوش حط باشه. :( منکه دیگه ناامید شدم ازش. :|

حنا... :( اشکم رو در آورد... خدایی حق محمد بود... هم محمد حذف شد هم مریم! من دیگه تا آخر خندوانه یه لبخند هم نزدم. :( همش یاد تو بودم که گفتی سلبقه ما تو اقلیته. :( :/
الان فقط آرزوم اینه که میثم اول شه.. :( ولی میدونم باز همه به مجید رای میدن. بسکه هی مربیش تعریف کرد که این استند‌اپ کمدی درسته و فلانه و خودش متن مینویسه و ازین حرفا٬ گنده‌اش کردن. اصلاً من مشکل دارم با این بشر. :دی خدا کنه میثم اول شه. این مسابقه تموم بشه زودتر تا من نرفتم رامبد و معجونی رو تیکه تیکه کنم. -__-

پاسخ :

من نقاشیمم هیچ‌وقت خوب نبود. کلا هنرمند خوبی نیستم :/ 
ولی خعلی بهت خوش می‌گذشته ها :))) ولش کن. تو روی نقاشی تمرکز کن. خط نون و آب نمی‌شه :دی

محمد :(( هرکسی رو دوست داشتیم ذره ذره حذف شد. البته خب با میثم و مجید هم مشکل ندارم. ولی کمتر از بقیه دوستشون داشتم.
آروم باش. نفس عمیق بکش :)) حرصشو نخور...
خور شید
۱۵ مرداد ۹۶ , ۰۶:۰۷
کامنت مرادی رو دوست دارم :) 
راست میگه.

پاسخ :

برین ببینم بابا جفتتون. پس فردا افتادم مردم وصیت‌نامه‌ام باد کرد رو دستتون نتونستید بخونید می‌گم. 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan