تراکم اندیشه‌ها

قلم‌نگاری‌های ذهنِ من

بس که گره زد به گره حوصله‌ها را

دیدی یه‌ لحظه، یه اتفاقی می‌افته که با تمامِ وجود حس می‌کنی تنهایی؟
امشب وقتی تو تلگرام یه پیام گرفتم که عاشقانه من رو به وجد آورد، زدم روی دکمه‌ی فوروارد، دونه‌دونه آدم‌ها و گروه‌ها رو نگاه کردم. دونه‌دونه...
تهش نتونستم جایی رو پیدا کنم، گروهی رو، که بتونم با آرامشِ تام، عشق و علاقه‌ام رو بروز بدم. جایی که کسی محکومم نکنه، جایی که کسی بهم نخنده، جایی که کسی تحقیرم نکنه، جایی که کسی کوچک‌ترین دلخوری ازم به دل نگیره. 
تهش من موندم و عشقی که رسوب می‌کرد تو وجودم. 
پس‌فردا اگه ازم پرسیدن چرا، می‌گم اونقدر خودم با خودم دلبرونه‌ها رو مرور کردم، اینجوری متعصب شدم. سخت شد تو دلم، خشک شد تو دلم، قبل از اینکه تو بتونی با منطق، از گِلِ وجودیم بیرونش بکشی.


پ.نان: شهید آوینی، کار بی‌وضو نمی‌کرد. چندتا پستِ بی‌وضو نوشتم؟ چندتا قدمِ بی‌وضو برداشتم؟
گامِ اولِ وضو می‌دونی که چیه: نیت!


پ.2نان: باید فکر کنم. چرا می‌نویسم؟ چه حرفی، چه احساسی، چه عقیده‌ای رو منتشر می‌کنم؟ چرا... چرا...
شک، آدم رو از تو می‌خوره. نکنه یهو ببینم فقط تنم مونده و همه‌ی وجودم، غرقِ شک شده؟

  • نظرات [ ۱۵ ]
سِناتور تِد
۱۹ خرداد ۹۶ , ۰۱:۳۴
خیلی سخت بگیرید، خیلی سخت میگذره همه چی! حتی همین پست نوشتن! حتی نفس کشیدن! اونوقت باید واسه همه چی مشکوک شید و اذیت شید! 

پاسخ :

اگه اشتباهی بود چی؟ اگه یهو برگشتم عقب و دیدم به خاطر آسون‌گیری زندگیم ناجور شده چی؟
سخت بگیرید قبل از آنکه به شما سخت بگیرند و ا این صوبتا چی؟
سِناتور تِد
۱۹ خرداد ۹۶ , ۰۱:۳۴
خیلی سخت بگیرید، خیلی سخت میگذره همه چی! حتی همین پست نوشتن! حتی نفس کشیدن! اونوقت باید واسه همه چی مشکوک شید و اذیت شید! 

پاسخ :

همون قبلیه :)
دکتر سین
۱۹ خرداد ۹۶ , ۰۱:۵۶
آدمای خوب به خودشون سخت می‌گیرن، آدمای بد به بقیه. خیلی خوبه که دوست داری به خودت سخت بگیری تا بعداً پشیمون نشی؛ فقط به هوش باش و دقت کن که سختگیریت عاقلانه و منطقی باشه. چون این‌جور مواقع آدم خیلی راحت از اون‌ور بوم می‌افته.
پیشنهاد می‌کنم دنبال یه راهنما، مرشد یا یه چیزی تو این مایه‌ها بگردی. خوندن کتابای اخلاق رو هم توصیه می‌کنم، به‌خصوص معراج‌السعاده، که من عاشقشم.

پاسخ :

قبلا نتیجه‌ی سختگیری وحشتناک رو روی خودم دیدم.
مرشد هست، ترسناک اینه که به مرشد شک کنی. هدف اصلی همینه که دیدم رو بهش قوی کنم و مریدانه :)
معراج‌السعاده وارد لیست شد :)
هُـ ـما
۱۹ خرداد ۹۶ , ۰۲:۰۰
احسنت احست
عالی عالی دخترم
خیلی خیلی دلبرونه نوشتی. *:)

پاسخ :

چشماتون دلبرونه خوند :)
سِناتور تِد
۱۹ خرداد ۹۶ , ۰۲:۰۴
حرفِ من اعتداله! جوری که آسیب نبینید! سخت گیری هم حد داره! منظورم اینه! 

پاسخ :

نکته جالبیه که احتمال پرت شدن حواسم ازش بود. ممنون که یادم انداختین. مراقبت می‌کنم از میزانش :)
هوپ ...
۱۹ خرداد ۹۶ , ۰۳:۱۱
بفرست اینجا ما ببینیم ؛)

پاسخ :

می‌بینی احساس تنهایی چی کار می‌کنه؟ آدم تو خونه‌ی مغزش هم پنهون‌کاری می‌کنه.
عاشقان ریاضی ....
۱۹ خرداد ۹۶ , ۰۸:۲۲
عالی بود

پاسخ :

:)
میرزا .....
۱۹ خرداد ۹۶ , ۱۳:۱۰
سلام...
زندگی به راحتی داره از کنارتون عبور میکنه.... سخت که بگیرید، حتی صبر نمیکنه که نیشخندی از سر تمسخر به شما بزنه، میره. با همون سرعت میره...یهو به خودت میای میبینی عه چقدر عقبی از زندگیت.... عمرت رسیده به پنجاه و شصت ولی هنوز در مثلا هفدهمین سال زندگیت موندی و داری یه چیزی رو سخت میگیری... نوشتن هم به همین شکل. ساختن یک صندلی.. بزرگ کردن یه بچه و خلاصه هرچی که اجزای یک زندگی رو تشکیل میدن. 
(در نزده وارد شدم ببخشید)

پاسخ :

سلام...
اگه خیلی ساده بگیریم هم یه جورِ دیگه حسرت به دلمون می‌مونه. ولی آره، باید هم‌زمان با تفکر، رشد کرد.

خوش اومدین. مهمون حبیبه :)
خورشید بانو
۱۹ خرداد ۹۶ , ۱۵:۵۲
از یه جایی به بعد توی زندگی م سعی کردم از توجه بی وقفه به حضور ادم ها دست بردارم و از بعد اون ارامش دارم
از یه جایی به یعد به حرف جلال ال احمد گوش دادم و وقایع حاشیه نشین زندگی م و جدی نگرفتم

پاسخ :

به آدم‌ها خیلی نباید اهمیت داد. به مسیر باید فکر کرد... به هدف. به انجام.

وقایع حاشین نشین زندگی... قشنگ بود :))
مهر2خت 69
۱۹ خرداد ۹۶ , ۱۸:۳۶
حنا:(

پاسخ :

جونا؟ :)
ماهی کوچولو
۲۰ خرداد ۹۶ , ۰۴:۵۵
شماره بدم هر چی خواستی بدون ترس برام بفرستی؟ 
پ ن ها منو تو فکر برد خصوصا اولی. با دومی هم خیلی وقته درگیرم

پاسخ :

حالا شماره‌تو داشته باشم خوبه، ولی من کلا ترس بودم، بعد دست و پا در آوردم :دی

آقا آوینی خیلی عجیبه...

قاسم صفایی نژاد
۲۰ خرداد ۹۶ , ۱۱:۴۱
الیس الله بکاف عبده

پاسخ :

باید گند بنویسمش، بزنم به دیوار اتاق.
گل بهار ..
۲۰ خرداد ۹۶ , ۱۳:۰۶
عزیزم به نظرم حرفتو بزن بدون این پیش داوری که بقیه  میخوان چی فکر کنن ...بدون قضاوت بقیه :)

پاسخ :

راستش زیاد به حرفِ دیگران اهمیت نمی‌دم. دلِ خودم برام مهمه و باورهای خودم. اما اینکه چیزی رو که مطمئنم کسی دوست نداره، بفرست براش، یه‌خورده ناجوره.

قضاوت‌ها رو باید بی‌خیال شد :)
بانوچـ ـه
۲۰ خرداد ۹۶ , ۲۳:۳۴
میفرستادی گروه رادیو، اونجا همه چی هست :دی

+ شهید آوینی :)، چقققدر دوریم ما از این آدما

پاسخ :

به اونجا هم فکر کردم. بازم ترسیدم :(

+دوریم... خیلی دور. 
•✿ آرورا ✿•
۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۷:۲۴
عه خب آیدی بدمممم؟:))))

پاسخ :

خوشحال می‌شم :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan