تراکم اندیشه‌ها

حتی حرف‌های خودش را هم به شستِ پا می‌گیرد.

یک پستِ هشتصدخطی نوشته بودم با این مضمون که: (بعضی پست‌ها ننوشته، بعضی احساسات ناگفته و بعضی حقیقت‌ها پنهان می‌مانند. و این چقدر غم‌انگیز است و ما چقدر باید تمامِ آن‌چه را که بهش باور داریم بگوییم و ما چقدر نیاز داریم به صراحتِ کلام و صداقتِ سخن، بدون واهمه از دلخوری و جدایی). 
اما فرستادمش توی لیستِ پست‌های ننوشته و احساساتِ ناگفته و حقیقت‌های پنهان. چون هنوز این قدرت را در خودم نمی‌‍‌بینم که بتوانم کسی را دلخور کنم، ولو حقیقت را گفته باشم؛ و از دوستی جدا شوم، ولو او مشتاق‌‌ترین به این جدایی باشد.

پ.ن: وقتی احساس می‌کنید از همیشه تباه‌تر و به دردنخورتر و بی‌مصرف‌تر شدید، چطوری خودتون رو برای خودتون ارزشمند می‌کنید که دق‌مرگ نشید؟ :/
  • نظرات [ ۱۷ ]
حاج مهدی
۲۰ فروردين ۹۷ , ۱۷:۲۶
به این فکر میکنم که هزارتا از من بی مصرف تر و به درد نخور هست که صاف صاف روی زمین راه میرن و خیالیشون نیست

پاسخ :

چه... قانع کننده :دی
من نمی‌تونم خیالیم نباشه. از خودم بدم میاد. حس می‌کنم خیلی زشت شدم.
چارلی ‎‌‌‌
۲۰ فروردين ۹۷ , ۱۷:۲۹
اینا چندتا راهه که خودم تست کردم :)

یه کار خوب بکن! میدونم گفتنش خیلی سادست و شاید موقعیتش به این راحتی پیش نیاد ولی خب لازم نیست بپری جلوی ماشین یکیو از مرگ نجات بدی! همین کمکای خورده ریزه به اعضای خونواده یا دوستا میتونه تاثیر خوبی داشته باشه. یا اگه حالشو نداری میتونی به کارای خوبی که کردی فکر کنی! یا کارای بدی که میتونستی انجام بدی ولی نکردی :-"

یه راه فوق العاده دیگه خلق یه اثره که بهت یادآوری میکنه چه قابلیتایی داری. تو هر زمینه که توش مهارت داری. لازم نیست یه شاهکار باشه، همینکه چیزی رو از خودت به وجود بیاری حس خیلی خوبی میده به آدم.

بستنی بخور! در حجم زیاد! حس ارزشمندی بهت نمیده ولی حالتو بهتر میکنه. خوشحالت میکنه!

پاسخ :

آره. فکر می‌کنم واقعاً جواب بده. منتها باید قبلش به کمال‌گراییِ بی‌حد و حصرم غلبه کنم که از انجام‌دادنِ یه کارِ کوچیک حقیقتاً لذت ببرم. من تا وقتی تغییرات بنیادین ایجاد نکرده باشم برام هیچ کیفی نداره قضیه.

این خلق اثر هم خیلی خوبه... فکر می‌کنم ببینم کجا ممکنه هنر بچکونم :دی

آبمیوه پاکتی انبه هم می‌شه؟ می‌میرم براش.
خورشید ‌‌‌
۲۰ فروردين ۹۷ , ۱۷:۴۹
فکر می‌کنم همه‌مون باید این ظرفیت رو در خودمون ایجاد کنیم که حرف بشنویم و حرف بزنیم. با صداقت و از روی حقیقت و منطقی و بدون هیجانات ناشی از عصبانیت .  فکر می‌کنم خیلی راحت‌تر می‌تونیم مسائل رو حل کنیم و یا حتی اگر لازمه٬ راحت‌تر جدا بشیم.

نمی‌دونم حنا. فقط می‌دونم این‌جور موقع‌ها نباید توی تنهایی گیر کنیم. بذاریم بهمون محبت کنند و محبت دیگران رو ببینیم.

پاسخ :

و خب... فکر کنم این ظرفیته هنوز ایجاد نشده و منم هنوز ظرفیتِ روانیِ جنگِ روانیِ بعدش رو در خودم نمی‌بینم.
ولی درست می‌گی.

قانونِ اول مهربونیه...
آقاگل ‌‌
۲۰ فروردين ۹۷ , ۲۰:۲۵
یه بنده خدایی می‌گفت تو ممکنه توی یک مجتمع زندگی کنی که همه حقوقشون ماهی مثلاً 2 میلیونه. و تو ماهی دو میلیون و پونصد. اونجا احساس می‌کنی که خیلی خوشبختی! ولی اگه توی مجتمعی باشی که تو حقوت همین باشه اما اونا سه میلیون بگیرن حس می‌کنی که خوشبخت نیستی. درمورد تباهی و بی‌مصرفی هم همین داستان احتمالاً برقراره. پس می‌ریم پارک قدم می‌زنیم و می‌بینیم که تباه‌تر از ماهم هست. در نتیجه راضی شده به خانه برمی‌گردیم. 
البته این نسخه کلی بود! خودم باشم که چایی نبات می‌خورم حل میشه. بعدم فوتبال می‌بینم :|

پاسخ :

خب منم نسخه‌ی چایی نبات رو ترجیح می‌دم و به جای فوتبال می‌رم ماتریکس ببینم :دی
چون هیچوقت با این قضیه‌ی از تو تباه‌تر و بدبخت‌تر و مفلوک‌تر هم هست پس برو خدا رو شکر کن کنار نیومدم. خب اون تو جایگاه خودش با شرایط و اخلاقیاتِ خودشه. منم نشستم سر جای خودم. یکیو بیار که عینِ من بوده و واکنشِ مثبت‌تر از من نشون داده مثلاً.
حوا ...
۲۰ فروردين ۹۷ , ۲۰:۳۵
پ.ن
سعی می‌کنم یه پستِ خوب بنویسم که شده یک نفر از خوندنش خوشحال بشه و لبخند بزنه

پاسخ :

می‌نویسیم ملت یه تف نمی‌اندازن که ببینیم خوندن یا نه :دی
غمی ‌‌
۲۰ فروردين ۹۷ , ۲۲:۳۵
شروع میکنم به درست کردن یه چیزی با دستام. آخرین بار یه هفته پیش بود که یه تیکه شاخه هرس شده رو با چاقو تراشیدم که مثلا یه پیکره بت‌مانند درست کنم. مهم نیست اون چیزی که با دستات درست می‌کنی چقدر قشنگ در بیاد یا به ذهنیتت نزدیک باشه. مهم انجام یه کار فیزیکی به جای تفکرات انتزاعیه غیر دیداریه. انجام بده اثرش رو ببین

پاسخ :

چه قشنگ. بهش فکر می‌کنم... هرچند از شدتِ بی‌هنری توی این زمینه‌های فیزیکی واقعاً وحشتناکم.
مصطفی سلیمانیان
۲۱ فروردين ۹۷ , ۰۹:۳۷
بابت مطلب زیباتون ممنون

http://sitedes.blog.ir/

پاسخ :

آم... اگه تبلیغاتی نیستید که به نظر هستید، باشه.
مصطفی فتاحی اردکانی
۲۱ فروردين ۹۷ , ۱۱:۱۸
پ.ن:
1- آدم برای حرف مردم زندگی نمی کنه
2- لیس للانسان الا ما سعی و لا یکلف الله نفسا الا وسعها : هر چی که الان دارید و هستید نتیجه تلاشتونه و آدم به اندازه تلاشش نتیجه می بینه. پس اگر همه تلاشتون رو انجام دادید جا یی برای حسرت نیست
3- الخیر فی ما وقع


و من الله توفیق

پاسخ :

یک. من مگه گفتم که برای حرف مردم زندگی می‌کنم؟ دقیقاً قضیه اینه که حس خودِ من به خودِ من چیه.
دو. خب فکر کنم پس حقمه. چون خیلی کم تلاش می‌کنم. آیه رو می‌نویسم و جلوی چشمم می‌ذارم :))
سه. قربونِ خدا... ولی ما داریم زجرکش می‌شیم خب.

و السلام علی من اتبع الهدی
میم . الف
۲۱ فروردين ۹۷ , ۱۶:۳۵
هنوز درمانی پیدا نکردم ! -_-

پاسخ :

بیا از تو کامنتا شاید یه چیزی به دردت خورد :(
میم . الف
۲۱ فروردين ۹۷ , ۱۹:۴۱
اتفاقاً خوندم. :'(

پاسخ :

فکر کنم باید انقدر بچرخیم دورِ خودمون تا راه حل اختصاصی خودمونو پیدا کنیم.
میم . الف
۲۱ فروردين ۹۷ , ۱۹:۵۴
دقیقاً ... مختصِ خودمون.

پاسخ :

بلی :))
چارلی ‎‌‌‌
۲۱ فروردين ۹۷ , ۲۱:۱۴
به همه کمال گراییتون غلبه نکنید! یه تیکه کوچیکشو نگه دارید. گاهی اوقات خیلی کمک میکنه.

آبمیوه پاکتی انبه هم میشه فقط مهم اینه که خنک باشه :)  ترجیحا ازین بزرگا باشه چون این یه نفره ها از لحظه فرو کردن نی تا تموم شدنش کلا ۱۵ ثانیه زمان میبره :/ 

در راستای کامنت آقاگل ، یه دیالوگ تو کتاب «مزایای منزوی بودن» - که اسم چارلی هم از کاراکتر اون برداشتم D: - بود با این مضمون که « اگه یه روزی بچه داشتم و اونا ناراحت بودن بهشون نمیگم که یه عده تو چین دارن از گرسنگی میمیرن چون در هر حال این واقعیتو عوض نمیکنه که اون ناراحتن...»

راستی کتابشم اگه نخوندین بخونید خیلی خوبه :-"

پ.ن: بدترین جمله ای که میشه به یه فرد ناراحت گفت : « گذر زمان همه چیو‌ درست میکنه» :| :|

پاسخ :

منظورم از غلبه‌کردن، حذفش نبود. منظورم دقیقاً سلطه بود. هرجا که لازم شد استفاده کنم و هرجا که نه، بذارمش کنار.

نه بابا. دوتا پاکت خانواده‌شو می‌گیرم.

کتابش رو حتماً خواهم خوند. 

چیزای بدتری هم هست که به یه فرد ناراحت بگیم. اما این هم از اون حسابی غم‌انگیزاشه.
پـــــر ی
۲۲ فروردين ۹۷ , ۱۴:۳۸
دق مرگ نمیشیم ولی کاری هم نمی کنیم

پاسخ :

خب جواب نداده رو من تا حالا :دی
פـریـر بانو
۲۲ فروردين ۹۷ , ۱۸:۰۷
من کار خاصی نمی‌کنم. می‌سپرم به زمان تا حل شه :/
ولی کامنت‌های این پست خوب بود می‌شد استفاده کرد :)

پاسخ :

خب حل نمی‌شه. هی می‌ره و برمی‌گرده.
آره حرفای خوبی زدن بچه‌ها :))
جناب قدح
۲۳ فروردين ۹۷ , ۱۳:۴۴
سعی میکنم بگردم ببینم چیز مثبتی در خودم پیدا میشه یا نه ؟!

پاسخ :

خب وقتی ذهن به طور مطلق راجع بهت منفی فکر می‌کنه، نمی‌تونی ازش درخواست کنی وجوهِ مثبتت رو بهت بنمایانه.
جناب قدح
۲۳ فروردين ۹۷ , ۲۲:۴۲
سعی کن ! بگردی پیدا میشه :)

پاسخ :

دفعه‌ی بعد توی این شرایط، امتحانش می‌کنم :)
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۲۴ فروردين ۹۷ , ۱۵:۲۳
به دنبال راهی برای بی مصرف نبودن می‌گردم. یه برنامه ریزی جدید! بازبینی هدف های دور و نزدیک.

پاسخ :

خب همین دیگه. داشتم می‌گشتم که ببینم برنامه‌ریزی و اهدافی که شماها برای خودتون انتخاب می‌کنید چیاست :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan