تراکم اندیشه‌ها

راز پنهون

بر سنگِ قبرش بنویسید او مرضِ روانی داشت.

بنویسید درست در لحظه‌ای که می‌بایست در اوجِ لذت می‌بود، چیزهایی را به خاطر می‌آورد که از عذاب وجدان بمیرد!

بنویسید هیچوقت نتوانست شادیِ مطلق را تجربه کند. 

که او هیچوقت نتوانست بدونِ بغض لیوانِ کافی‌میکسش را بالا بفرستد، چیپسش را بجود، درس بخواند، کلاس برود، رشد کند، فیلم ببیند، کتاب بخواند. 

بنویسید همیشه وجدانش حالش را می‌گرفت. 

بنویسید او از این که قدرتِ اندیشه داشت شرمنده بود. از اینکه توانِ مطالعه داشت شرمنده بود. از راه‌رفتنش شرمنده بود. از حرکتِ دست‌هایش شرمنده بود. از وضعِ مالیِ مطلوبش شرمنده بود. از شرکت در هر سمینار و همایشی شرمنده بود. از رفتن به مصلی شرمنده بود. از نفس‌کشیدنش شرمنده بود. از احساس امنیتش شرمنده بود. از چادرِ سرش شرمنده بود. از بودنش شرمنده بود.

اما خب... از آن‌جایی که هیچ سنگ قبری این اندازه فضا ندارد، یا باید مرضش را درمان کند، یا نباید بمیرد، یا باید وصیتِ نوشتنِ این چرندیات روی سنگ قبرش را پس بگیرد.

  • نظرات [ ۱۲ ]
میم . الف
۲۷ اسفند ۹۶ , ۱۲:۴۹
گزینه یِ اول بهترین انتخابِ. :))

پاسخ :

روانکاو خوب کرج سراغ داری؟ :/
بانوچـ ـه
۲۷ اسفند ۹۶ , ۱۳:۳۰
نیم‌فاصله و اینا می‌زنیم که همه‌ش جا داشته، سایزشم می‌ذاریم 12... حالا غصه‌ی اینو نخور ولی خب در کل دور از جونت جوجه‌ی من

پاسخ :

وه... راست می‌گی. 
البته احتمالاً من اون‌ور تو عالم برزخی جایی نشستم منتظر که ببینم چه خبره، یهو کامنت میاد که فونت قبرت ریزه نتونستیم بخونیم :|
این مشکل فونت و سایز و طول پست یعنی در هیچ‌جای عالم دست از سر من برنخواهد داشت.
♫ شباهنگ
۲۷ اسفند ۹۶ , ۱۴:۵۶
تا اون موقع علم پیشرفت می‌کنه و حل میشه مشکل کمبود فضای صفحه‌ی قبر. قراره من خودمم از این تکنولوژی استفاده کنم و یه سری صفحات الکترونیکی به‌کار ببرم که ملت روش کلیک کنن برن صفحه‌ی بعد

پاسخ :

آره. حتی می‌شه قبلش یه دور خودم صوتی بخونم ضبطش کنم، بعد ملت که میان تق تق می‌زنن رو قبرم یهو تصویر سه‌بعدی از عکسای ادوار مختلف زندگیم پخش شه، زیرصداشم خودم :دی
البته مال تو مهندسی‌تره :دی
داشتم تر رو با ط می‌نوشتم :))) تر... تر!
میم . الف
۲۷ اسفند ۹۶ , ۱۵:۰۵
نه! :||

پاسخ :

پس به گزینه‌ی دوم و سوم می‌پردازم :/
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۲۷ اسفند ۹۶ , ۱۵:۱۴
خوشا به حال آنان که وجدان بیدار دارند!!
الان که فکر کردم، دیدم من هیچ برنامه ای برای سنگ قبرم ندارم:|

پاسخ :

آخه وجدان اسمِ شیکیه که روش گذاشتم. درواقع کرمه، کرم!
من روزی چهاربار براش برنامه‌مو تغییر می‌دم. یکم فکر کنی کلی خلاقیت به سراغت میاد.
البته دور از جونت حالا حالا ها :دی
دختری از جنس آرامِش :)
۲۷ اسفند ۹۶ , ۱۵:۳۰
همه رو توی یه کلمه خلاصه کنید /:

وجدان داشتن خوبه .. ولی نه اینقدر که زجر بده ..

منکه تو وصیت نامم نوشتم شعر سهراب رو بنویسن رو قبرم :)))))


پاسخ :

آم... یه کلمه برای توصیح کلِ این ویژگیِ شخصیتی؟ «احمق»

کدوم؟ 
پشت دریاها شهری‌ست؟ 
تا شقای... نه این ربطی نداره.
و چرا در قفس هیچ‌کسی کرکس نیست؟

آقاگل ‌‌
۲۷ اسفند ۹۶ , ۱۶:۳۴
همینجا توی وبلاگ یه قبر مجازی بساز. با صدای خودت همه این وصایا رو هم بخون. پنجشنبه‌هام به نوه نتیجه‌هام بسپار بیان هر پنجشنبه خرما خیرات کنن همینجا. :)

پاسخ :

آره. یه تنظیماتی اعمال کنم که مثلاً پست وصیت‌نامه اگه یه ماه وبلاگ رو آپ نکردم خودکار منتشر شه :دی
خرما با شیرجوشیده.
دختری از جنس آرامِش :)
۲۷ اسفند ۹۶ , ۱۷:۱۸

به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من :))

همین شعر !:)

پاسخ :

صحیح :)
نمی‌دونم وقتی اون‌سمت هستیم هم همینقدر مراقب تنهایی‌مون خواهیم بود یا نه.
دختری از جنس آرامِش :)
۲۷ اسفند ۹۶ , ۱۷:۳۹
:)

نمیدونم ! اون جهان برام خیلی بیشتر از خیلی پیچیدَست :)

پاسخ :

دقیقاً همین :))
حوا ...
۲۸ اسفند ۹۶ , ۰۲:۴۵
همه چی پیچیده و گنگه! حتی همین لحظه‌ی حال...

پاسخ :

یه مسئله‌ی سخت :)
غمی ‌‌
۲۸ اسفند ۹۶ , ۱۹:۰۷
بنویسید آنقدر زندگی را با ولع مزه مزه کرد که از بودنش سیر شد

پاسخ :

زندگی که مزه‌اش تموم نمی‌شه. می‌شه؟
بی نشان :)
۰۴ فروردين ۹۷ , ۰۹:۰۳

گزینه چهارمی هم هست البته. می شه پودر شیم و کلا از سنگ قبر و اینها بی نیاز بشیم :))) هرچند دور از جون...

تازه می شه از این صفحه ها که تو اتوبوس ها هست متن مدام توش تکرار می شه، از اونها هم زد سردر سنگ. خیلی هم با کلاس ه :)) باز هم دور از جون البته... منظور اینکه این گزینه ها هم هست. فقط همین :)

 

 

 

وجدان بیدار خوبه... وجدان بیدارم آرزوست...

از همین تریبون سال نو رو هم تبریک میگم. ان شا الله سال خوب و سرشار از برکتی باشه براتون :)

پاسخ :

موافقم آقا :)) تو هواپیما و قطار منفجر نشم فقط. بی‌درد، فقط منهدم :دی
دور از جون یا نزدیک به جون به هرحال همه قراره بمیریم دیگه... گزینه‌های بسیار خوبی رو به اشتراک گذاشتید :))

ولی نباید این وجدان جلوی همه‌ی کارامونو بگیریم، چون فکر می‌کنیم یکی که نمی‌تونه این کارو بکنه گناه داره. ها؟

سال خوبی داشته باشید شما هم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan