تراکم اندیشه‌ها

قلم‌نگاری‌های ذهنِ من

مثلا وقتی اونو روشن می‌کنی دزده می‌ترسه و در نمی‌‌ره؟

چه‌قدر از صدای آژیرِ لعنتی متنفرم. همه‌اش یا یه‌جایی آتیش گرفته، یا یکی در خطرِ مرگه، یا یکی یه غلطی کرده که نباید می‌کرده.
تو خیابون راه می‌ری... یهو صدای جیغِ ماشینِ آتش‌نشانی بلند می‌شه؛ هول برت می‌داره، صلوات می‌فرستی؛ دعا می‌کنی همه سلامت باشن.
سوارِ اتوبوسی... یهو صدا و نورِ ماشین پلیس به چشم و گوشت می‌خوره. استرس می‌گیری... نگاه می‌کنی نکنه آمبولانس هم پشت سرش باشه. نکنه شخصی به شخصی آسیب زده باشه. 
تو خونه نشستی با خیالِ راحت... یهو صدای آژیرِ آمبولانس و آتش‌نشانی با هم مخلوط می‌شه و قلبت می‌سوزه.
بعد فکر می‌کنی جدیدا سوزشِ قلبت زیاد شده. تپش قلبت شدید شده. قفسه سینه‌ات خیلی سنگین شده. نفست خیلی زودتر از حالت عادی بند میاد. بد نیست بری دکتر... بعد نگاه می‌کنی همه‌ی شعله‌های گاز خاموش باشن. درِ خونه قفل باشه. حتی به دوربینِ جلوی گوشیت برچسب می‌چسبونی. 
کاش به جای این آژیرا یه صدای دیگه‌ای انتخاب کنن. یه‌چیزی که به مردم بگه نگران نباشید... ما مراقبیم.
کاش اقلا یکی باشه اینجور مواقع بیاد دستاشو بذاره رو گوشت، بگه نگران نباش. من مراقبم. بعد دوتا تسبیح تربت برداره بیاره، بگه بیا دعا کنیم همه‌اش به‌خیر بگذره.


پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
۲۶ فروردين ۹۶ , ۰۲:۴۲
بیا دعا کنیم :(

پاسخ :

آخ جون... بیا 
🍁 غزاله زند
۲۶ فروردين ۹۶ , ۱۴:۱۸
واقعا دلهره‌آوره :( 

پاسخ :

وای وای... وقتی نور قرمز و آبیش میخوره تو چشم آدم :'(
♫ شباهنگ
۲۶ فروردين ۹۶ , ۱۷:۱۹
من هر موقع صدای آژیر میشنوم میگم ایشالا دارن میرن نی نی دار بشن
عینک خوشبینی بزن بانو

پاسخ :

چرا هیچوقت اینجوری نگاهش نکرده بودم؟ قشنگ میشه. خیلی :))
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۲۶ فروردين ۹۶ , ۱۸:۰۵
دعا کنیم حال همه خوب باشه!

پاسخ :

آمین... دعا کنیم همه قوی بشن. آمین.
بهنام غمی
۲۷ فروردين ۹۶ , ۱۲:۲۳
این دوربین جلوی گوشی رو یکی از رفیقامم انجام میداد. البته خودمم این کارو با دوربین لپتاپ انجام میدم :| 
به نوع نگاه کردن به مسئله هم برمی‌گرده. حالا اون آدمی که تا آمبولانس می‌بینه ماشینو میندازه پشتش که زودتر برسه احتمالا با شنیدن صداش یه شور و شعف خاصی بهش دست میده.

پاسخ :

آره منم برای لپ‌تاپ چسبوندم. اصلا لنزِ دوربین پدیده ترسناکیه. تصور اینکه هرلحظه یکی داره نگاهت میکنه :|

نامردای نامرد. با اون نیشخندهای مضحکِ رو لبشون. 
Miss pocker face
۲۷ فروردين ۹۶ , ۱۵:۴۷
واقعا ادم در لحظه میترسه با صدای آژیر :/

پاسخ :

بیماری. خطر. جرم
خاطرات بد. خاطرات بد. خاطرات بد
•✿ آرورا ✿•
۲۷ فروردين ۹۶ , ۲۰:۴۵
یادمه چند سال قبل، توی خوابگاه بودم، غروب بود، شایدم تازه شب شده بود، ترافیک خیلی خیلی سنگین و وحشتناکی بود توی رسالت، و یه آمبولانس توی ترافیک گیر افتاده بود ... هیچوقت فشاری که اون نیم ساعت بهم وارد شد رو فراموش نمیکنم...

منم از آژیر آمبولانس و آتش نشانی قلبم میریزه ولی راستش آژیر ماشین پلیس همیشه کنجکاویم رو برمی انگیزه و دلم میخواد دنبالشون راه بیفتم خلافکاره رو ببینم :))) تا الان که این پست شما رو خوندم هیچوقت به تفاوت این حسم به آژیرا فکر نکرده بودم :))

پاسخ :

آخ گفتی. خیلی حس دردناکیه. آدم می‌خواد پاشه همه‌ی ماشینا رو بندازه تو سطل آشغال فقط.

اینم حرفیه. دقت که میکنم منم دلم میخواد برم ببینم :|
دقت کردن خوبه. خوش میگذره :دی
+ شما خودتی.

زهرا باقری
۲۸ فروردين ۹۶ , ۱۷:۵۶
هعیییییییی:)
وبلاگت حرف نداره دنبال شدی:)

پاسخ :

:))

کی. من؟ تشکر :)))
بانوی دی ماه
۳۰ فروردين ۹۶ , ۱۵:۳۲
خدایی که بنده های مهربونی مثه شما داره 
حواسش به همه هست به اونایی که سخت تو مشکلات و خطرها گیر کردن خیالت تخت :)

پاسخ :

:))

خدا مِهره. خدا عشقه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan