تراکم اندیشه‌ها

قلــم نگاری های ذهــنِِ من

مگر می‌شود تو را دوست نداشت؟ :)

بـسم رب


از آن روزگار که تلفن‌های همراهمان را باید به هم می‌چسباندیم تا با مادونِ قرمز _یا چیزی که همچین نامی داشت_ به همدیگر بفرستیم خیلی گذشته!حالا به سادگی با تلگرام، هرچه اراده کنیم، حتی یک فیلم یک ساعته را هم در حال می‌توانیم بفرستیم؛ ازفرسنگ ها دورتر. تکنولوژی به طرزِ غمگینی پیشرفت کرده.

از آن روزگار که باید کنارِ هم می‌نشستیم خیلی گذشته. از روزگاری که در اتوبوس همه با هم مثلِ قوم و خویش رفتار می‌کردند. از روزگاری که همه، دلشان به دلِ هم پیوند داشت.

حالا خیلی چیزها تغییر کرده؛ حرف زدن‌هایمان تایپی شده؛ همه چیز از حالتِ سه بعدی خارج شده.

در همین اوضاع و احوال...چه حالی پیدا می‌کنی اگر کسانی از دور...دور...دور... برای تو حقیقت شوند و سه بعدی؟ :)

ما از چندصد کیلومتریِ هم، به هم چسبیدیم و دست‌های سردِ هم را ها کردیم؛

ما برای هم نامه نوشتیم در روزگاری که نامه نوشتن را کارِ خنده‌داری می‌دانند؛

تو برایم شالگردنِ دست‌بافتِ مادرت را فرستادی حقیقی ترین دخترِ روزگارو رج به رج پیوند خوردی به دلم؛


تو برایم کبوتر کشیدی و  جهانی را با مهرت زیرِ سوال بردی مِهر ترین دخترِ روزگار و گرم کردی دلم راثانیه به ثانیه؛


شما ها را، چطور دوست نداشته باشم؟

ما سه نفر، دیر به دنیا آمدیم...نه؟ :)


فاطمه یعقوبی
۱۸ آذر ۹۵ , ۲۰:۵۱
خیلی قشنگ نوشته بودی حرفت و حست رو
درسته قدیم خیلی چیزا بهتر بود ولی هنوزم دوستای ناب و واقعی هستن

پاسخ :

:))
اهوم...هنوزم هست و خب خیلی غمگینه اگر این واقعی ها ازت دور باشن. نه؟ :(
طاهره الف
۱۸ آذر ۹۵ , ۲۳:۳۸
من از ذوق خفه^_^

پاسخ :

بیام احیات کنم طوقی؟ :دی
مهر2خت 69
۱۹ آذر ۹۵ , ۱۴:۱۶
دلم آب شد حنانه
چقدر دلم نامه خواست
خوش به حالت که یه همدل پیدا کردی خوشحالم برات
والا ما به هر کی گفتیم گفت برو دیوونه :دی

پاسخ :

ببخشید که :((

درک نمیکنن آدمو :/ بکوب تو مخشون مجبورشون کن -_-
فاطمه قاف
۱۹ آذر ۹۵ , ۱۴:۵۵
من از ذوق  غش ^_^ 

+واقعیتش اولش نفهمیده بودم منم هستم تو این پست -_- 
ممنی ماه منی که ♥

پاسخ :

این سه ضلعی رو نمیشه شکست که.. :))

خودتی ماه..
مهر2خت 69
۱۹ آذر ۹۵ , ۱۵:۰۱
اصن ولشون کن دوستشون نداشته باشیم بی ذوقا رو :دی

پاسخ :

والا :|

بهتر ترشم همینه ^_^
دچــ ــــار
۲۰ آذر ۹۵ , ۰۹:۰۲
از آن روزگار که باید کنارِ هم می‌نشستیم خیلی گذشته

مغز متن :)

پاسخ :

آره :)
طاهره الف
۲۲ آذر ۹۵ , ۱۱:۳۵
پیرو پاسخِ پاسخت: دست به من بزنی جیغ می‌زنم-_-

پاسخ :

:/

بگم استاد بیاد؟ :)
طاهره الف
۲۴ آذر ۹۵ , ۱۱:۰۵
دیگه بدتر.. خون به پا می‌کنم:|

پاسخ :

:/


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan