تراکم اندیشه‌ها

قلم‌نگاری‌های ذهنِ من

نفس بکش. امسال تازه شروع شده...

می‌گن جوزا یعنی گوسفندِ سیاهِ میان سفید. اسمِ برجِ جوزا رو برای این جوزا گذاشتن، که بینِ باقیِ بروجِ آسمونی درخشش بیشتری داره. یه بار هم شنیده بودم که متولدانِ خرداد ماه، شب‌هایی که ماه درخشش زیادی داره، حالشون بهتره. می‌گن صورتِ فلکی این ماه شبیه دو تا بچه است که دنبالِ هم می‌دون. یحتمل اون دو تا فنچکای من باشن.
تو آخرین روزهای ماهی که خوش می‌درخشه، دختری زاده شد که از همون ابتدا به نظر می‌اومد قراره درخشش فراوانی داشته باشه اما خب امشب، همین ساعت‌ها و دقایق، شیشه‌ی نوزده سالگیش رو به ابدیت می‌سپاره درحالی که هنوز یه ستاره‌ی خاموشه. 
اما... هنوز عمر باقیست. من یه شیشه دستمه که روش نوشته «20». امسال رو به فالِ نیک می‌گیرم، که فردای احیا متولد می‌شم. هرچند به برکتِ امتحان‌ها احیایی تجربه نکردم. اما ربطی به نوشته شدن یا نشدنِ سرنوشتِ خوب که نداره. داره؟
امیدوارم امسال، سالِ قشنگی باشه. سالِ مهمی باشه... اونقدر که همیشه‌ی همیشه، 21 سالم که شد... 22 سالم که شد.. 23 سالم که شد... 40 سالم که شد... اگه عمری باقی بود البته... هی بگم یادش بخیر اون سالی که بهترین سالِ عمرم بود.
کسی چه می‌دونه؟ کسی از آینده چه خبر داره؟ 

+ده دقیقه پیش، به دنیا اومدم. می‌گفتن ناله زیاد می‌کنه، رفتم تو دستگاه. ناله از چی می‌کردم یعنی؟ چی رو می‌دیدم یعنی؟

+ تبریک گفتن یه جوریه. گلی به سرِ دنیا نزدم که تبریک بشنوم. یه جمله برام بگین... یه جمله، که حنا چطور آدمیه، چطور آدمی شناختینش؟ دلتون می‌خواد باشه؟ دلتون می‌خواد بازم بنویسه؟ دلتون می‌خواد بازم حضورشو حس کنید؟ 

سِناتور تِد
۲۸ خرداد ۹۶ , ۲۲:۴۷
همیشه مضارع ها، آینده ها رو میسازن. مضارعتون مبارک، آینده تون مبارک تر به امیدِ خدا.

پاسخ :

ممنونم :)) 
مضارع خوبی داشته باشن همه ان‌شاءالله 

اَسی ...
۲۸ خرداد ۹۶ , ۲۲:۵۵
حنا
دختری در بلاگستان
که با رادیو شناختمش
و میخوام همیشه باشه
همیشه :)

پاسخ :

عزیز من :)
رادیو چه موهبت‌هایی برای من به ارمغان آورده... :))

ممنونتم :)))
علی حق جو
۲۸ خرداد ۹۶ , ۲۳:۱۵
متولدانِ خرداد ماه، شب‌هایی که ماه درخشش زیادی داره، حالشون بهتره....

کاملا درسته ولی یه آدم های مغرضی تحریفش کردن و میگن دیوونه ها اینطوری اند :)

پاسخ :

مگه خردادی‌ها دیوونه نیستن همه‌شون؟  من هستم که :))


هوپ ...
۲۸ خرداد ۹۶ , ۲۳:۲۸
ستارت رو میبینم میگم این دختره 98یایی روشن شد ؛-)
20 سالگی خیلی سن خاصیه! ان شاالله بهترین باشه واست

پاسخ :

ماااادر... :))

خاصه... امیدوارم خوب باشه. به امیدِ خدا...
آقاگل ‌‌
۲۸ خرداد ۹۶ , ۲۳:۳۵
حنا دختری با صدای خوب که گوینده رادیوست :) و ما هر هفته با صداش کیف میکردیم. 
شاید به قول خودت جای تبریک نداشته باشه. ولی جا داره برای سال جدیدت آرزوی موفقیت و کامیابی کنیم که. امیدوارم سال پیش رو سالی خوب و شاد و خوش و خرم باشه و موفق و موید و مظفر و منصور باشی :))
یاعلی

پاسخ :

من ذوق مرگ :)) ممنونم
آرزوی خوب دوست دارم... شاد و مظفر و منصور رو از همه‌ش بیشتر. نمی‌دونم چرا البته... حس می‌کنم بیشتر دلم می‌خواد اینا باشم :/

علی یار 
خور شید
۲۹ خرداد ۹۶ , ۰۱:۴۸
آخه من چجوری سه سال آشنایی رو تو یه جمله جا بدم؟
سه سالی که هر شبش قد ده سال خاطره داشتیم..

اما اول از همه، حنا یعنی کاکتوس. و خودت می دونی که کاکتوس برای من چه معانی داره.
به نظرم کاکتوس ماها رو دست چین کرد حنا. هرکدوممونو کمک کرد یه بخشی از وجودمونو پیدا کنیم. خوشحالم که باعث شد صداتو جدی بگیری. خوشحالم که سبحانُ کمک کرد که تجربه کنه و حالا بشه یه مرد با ایده های بزرگ و فعالیتای فوق العاده. کیف می کنم وقتی از کاراش برام میگه. همتون.. دونه دونه تون.. و خودم که سینه میدم جلو، میرم میشینم تو دفتر چلچراغ و ایرادم می گیرم. 
ماها سه سال زندگی کردیم با هم حنا. 16 تا 19 سالگی من با شما بوده و بعد از این هم خواهد بود. شماها جزو زندگی من هستین. ممنونم برای همه ی لحظه هاش. 
سبحان گفتنی، مراقبت کن بلبل. خوش بگذره. خیار درازه، موزم همین طور.

پاسخ :

طویله بنویس تو... بگو لااامصب :))

وای خورشید... چه روزایی و چه اتفاقایی و چه فکرایی و چه حرفایی... 
چه‌قدر همه‌ش عجیبه الان که فکر می‌کنم. خورشید دیروز نبود؟ سه سال گذشته؟ راستکی سه ساااال؟

صدام برام شوخی شده... از وقتی نمی‌دونم چرا می‌خوام ازش استفاده کنم. کجا می‌خوام ازش استفاده کنم. از وقتی بابتش هدف ندارم صدام برام شوخی شده. 

بلبل جانم...
ماهی کوچولو
۲۹ خرداد ۹۶ , ۰۲:۳۲
حنا منو یاد حنا دختری در مزرعه مینداخت اول
اما الان هر جا اسم حنا رو میشنوم یاد تو میفتم یه دختر مهربون و خوش قلب که دیوانه ها رو دوست داره :) زندگی رو دوست داره و شاکره

پاسخ :

من چه خوشبختم :)))

فکر کن همه‌ی حناهای عالم اولش من باشم تو ذهنت... واااای... 

قشنگ‌ترین کلمات رو گفتی. امیدوارم راستکی انقدر قشنگ باشم :))
اسمارتیز :)
۲۹ خرداد ۹۶ , ۰۴:۴۳
من تو پنل وبلاگم یادداشت میذارم که سر فرصت بیام و یه کامنت خوب بذارم حتما:) و چه خوب که این پست رو دیدم:))

پاسخ :

هورا هورا هورا... کِی؟ 


منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۲۹ خرداد ۹۶ , ۱۱:۴۷
حنا، دختری که خوب مینویسه و خوب حرف میزنه:))
مبارک باشه.
منم وسط دوتا احیا به دنیا اومدم^_^

پاسخ :

عزیز جان :)) امیدوارم واقعا خوب بگم...
ممنون. یه عالمه...
جدی؟ اینجوری هم قشنگه‌ها...خیلی
مَـهدی (میرزای قدیم)
۲۹ خرداد ۹۶ , ۱۵:۰۴
و یه ماه رمضونیه دیگه.... سلام تولدتون مبارک. راسته میگن خانمهای خرداد ماهی مدام در حال تغییر خلق و خو هستن؟ شنیدم میگن با یه خرداد ماهی که زندگی میکنی، یه چتر همراهت باشه، چون ممکنه تو آفتابی ترین لحظه ی زندگیش، بباره. من که ندیدم تو این ده دوازده سیزده سالی که دارم با یکیش زندگی میکنم..  راسته؟

پاسخ :

:))) اصلِ اصل، اون سال ماه صفر دنیا اومدم.

راستش من خردادی‌ام، خواهرم هم و یه سری دیگه از دوستام هم. و در حقیقت هیچ‌کدوم کوچک‌ترین شباهتی به هم نداریم. واسه همین من از هرچی طالع و فلان، ناامیدم :دی
ولی خب خودم تغییر خلق و خو به حد مرگ دارم :| قشنگ عینِ فصل بهار. خیلیم وضع بیخودیه :|

عاشق بارون ...
۲۹ خرداد ۹۶ , ۲۲:۱۸
حنا دختر خوبیه! بله بازم بنویسه! تولّدش هم مبارک! امیدوارم روزهای این فصل جدید از زندگیش٬ پر از اتفاق های خوب و پر از شادی باشه. :)

پاسخ :

منو می‌گه ^_^

عزیز دلمی... ممنونتم :))))
میس واو
۳۰ خرداد ۹۶ , ۰۴:۵۸
این پستو الان دیدم.پس حدسم درست بود(; بازم تولدت مبارک دخترخرداد(:

پاسخ :

:))) وااای 20 سالگی...

ممنون ممنون :))
مهر2خت 69
۳۱ خرداد ۹۶ , ۱۷:۱۲
از همون روزی که عکستو کشیدم...
تولدت مبارک حنای دوست داشتنی صدا قشنگ من:*

پاسخ :

:))))

من از همون روز حس کردم چه‌قدر لبخندی برای من :)))
اسمارتیز :)
۰۴ تیر ۹۶ , ۰۴:۴۳
من بالاخره اومدم(:
اول بگم که فکر میکردم همسن منید:) خب الن فهمیدم که یه خرده بزرگترید(((:
من دقیقا یادم نیست شاید از یه لینک رسیدم وبتون:) چندتا از پستاتونو خوندم:) پستی که واسه آقای امیرخانی نوشته بودید مخصوصا. پست‌هاتون حس خوبی به آدم میده خیلی خوب:)
به نظرم باید آدم دوست داشتنی باشید:) خیلی زیاد:) نمیدونم چرا :) یه حسه. یه خس نزدیک. اسمتون حنانه‌س نه؟ من عاشق این اسمم:) 
وبتون از اون وبائیه که میخونمش همیشه:) ولی نظر کمتر پیش میاد که بدم:) 
من شما رو با علاقه‌ی عجیبتون به امیرخانی شناختم. با ملیح و آروم و به نظرم متفکر بودنتون. خب میدونید شاید اینا ویژگی ها دقیق و حتی درستی ازتون نباشن ولی خب یه جور برداشته:) برداشتی که برام باعث شده حنا رو دوست داشته باشم:))))
دلم میخواد بنویسین، قلمتونو دوست دارم واقعا:) و همیشه توشون یه چیزی پیدا میشه که یهو بهم نهیب میزنه. یهو انگار که تعجب میکنم که مگه ممکنه همیچین چیزی؟‌همیچین برداشتی؟.... 
بیست سالگی واسه من سن عجیب و غریبیه‌ خس میکنم وقتی واردش میشم، باید از یه حدی از آمادگی برخوردار باشم. حس میکنم بیست سالگی یه جورایی سن درو باشه. درو تلاشهایی که آدم تو دو نیمه اول زندگیش کرده. چه از نظر معرفتی، چه درسی، چه هرچیز دیگه ‌ای.  
من امیدوارم یه بیست سالگی عااااالی داشته باشین. محشر و به یاد موندنی و پر از خوبی و نشاط. و کلا هرچی چیز خوبه(:

رلستی باید بگم که یه چیزی که به تفکرم درباره متفکر بودن و مهربون بودنتون قطعیت بخشید(از نظر خودم) این عکسیه که انتخاب کردید واسه آواتارتون:) خوشگل و مهربونه خیییلی:))))

:)))

پاسخ :

خوش اومدی :))

نمی‌دونی چه‌قدر خوشحالم کردی... چه‌قدر. 
خوشحالم که همچین حس و دیدگاهی نسبت بهم داری هرچند که واقعا انقدر که می‌گی خوب و جالب نیستم. آدمِ تعارفی‌ای هم نیستم. اگه بودم می‌گفتم هستم :))

آره. بیست سالگی سن عجیبیه. من دوهفته‌ی اولش مثلِ دیوونه‌ها رفتار کردم ولی انگار دارم درست می‌شم :دی
ممنونم... ممنونم... تو هم یه هجده سالگیِ محشر :))

جدی؟ می‌خواستم عوضش کنم. پس دست نمی‌زنم بهش. :)))

یه دنیا ممنون بابتِ حضورت.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan