تراکم اندیشه‌ها

هوا چرا انقدر سرده؟

اهمیتِ نیمه‌شب، برای برخی همسایه‌های ما، از اونچه که برای سیندرلا رخ داده هم بیشتره گهگاه.

به این صورت که منتظرِ ضربه‌های آونگ می‌شن، به شماه‌ی ده که می‌رسه درِ خونه رو باز می‌کنن و همگی با هم شمارش معکوسو آغاز می‌کنن. به محضِ اینکه ضربه‌ی دوازدهمِ ساعت نواخته شد، بسته به مودشون که امشب چطوری همه‌ی کوچه رو گلاب‌بارون کنیم، استارت می‌زنن.

پرتکرارترینش متدِ بدرقه است و مقامِ دوم با اختلاف به متدِ مسابقه‌ی آشغال سر کوچه گذاشتن تعلق می‌گیره.

امشب اما، از یه روشِ نوین و کم‌سابقه پرده‌برداری کردن. به این صورت که پسر کوچولوشونو فرستادن بیرون و گفتن: قربونت بره مامان. صدای ههههننننن هههههننننن در بیار همسایه‌ها ببینن چه حنجره‌ طلایی‌ای هستی.

و پسرشون حدود ده دقیقه با گلوش آب‌هویج گرفت برامون. 

من به درک. لعنتی به خودت فکر کن. اون گلو برات بیشتر از یه ماه کار نمی‌‌کنه اگه دوبار دیگه این بلا رو سرش بیاری.


پ.ن: درحین نوشتنِ پست نامبرده خفه شد و الان مسابقه‌ی کی درو محکم‌تر می‌بنده برقراره ^_^


هشتگ کوچه‌ی قشنگمون





  • نظرات [ ۵ ]
زِدْ عِِـچْ آرْ …
۲۴ بهمن ۹۶ , ۰۰:۱۳
ما دوتا دختر بچه طبقه بالامون داریم که برای آباد کردن کل کهکشان کافین:/

پاسخ :

طبقه‌ی بالا باشن که وحشتناکه. از تک تک قدم‌هاشون آدم باخبر می‌شه :/

+همسایه‌ی دخترخاله‌ام، چهارپنج‌تا پسر داره که فوتبال هم تو خونه بازی می‌کنن :))
در راستای: از تو بدبخت‌ترم هست پس برو خداتو شکر کن.
زِدْ عِِـچْ آرْ …
۲۴ بهمن ۹۶ , ۰۰:۲۰
و وحشتناک تر اینکه یکسره با کفش پاشنه بلندای مامانشون تردد میکنن:|



خداوند صبر عطا کند

پاسخ :

نه به اینش فکر نکرده بودم انصافاً. سرم درد گرفت الان که گفتی :|
آقاگل ‌‌
۲۴ بهمن ۹۶ , ۰۲:۱۸
ما این سری مسابقات کی در رو محکم‌تر بلده ببنده رو توی خوابگاه داشتیم. :|
یعنی ساعت دو نیمه شب تاق. ساعت دو و دقیقه دوفش ساعت دو و پونزده دقیقه ترق. بعد یه مدت شده بود وسط زمستون می‌رفتن کولر روشن می‌کردن. :/ 
عذر می‌خوام ولی یه مسابقه دیگه هم بود اینکه کی ساعت یک نصف شب می‌تونه بهتر وسط سالن عاروق بزنه. اینم در راستای از شما بدتر هم هست پس امید داشته باش به زندگی :))

پاسخ :

الان امید به زندگیِ منو اندازه بگیرن رسیده به صد و بیست! :)))

 :|
خوشحالم که هنوز زنده و سلامت در کنارمون هستید آقاگل :|
حوا ...
۲۴ بهمن ۹۶ , ۰۵:۱۷
جانا سخن از زبانِ ما می‌گویی :|
اینجا ولی از دو به بعد شروع میشه این ماجرا -_-

پاسخ :

بعد همینا رو فردا صبحش ببینی از تو سرحال‌ترن :|
نه تنها به قاعده‌ی جغد قوی و شب‌بیدارن، بلکه در طول روز هم قدرتشو دارن بیان یه دست فوتبال بزنن :|
بانوی دی ماه
۲۵ بهمن ۹۶ , ۱۶:۵۲
وای خیلی باحال بود

پاسخ :

والا بخخدا :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan