تراکم اندیشه‌ها

و هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن

می‌دونی؟ دنیا پر از دوراهی‌های عجیب و غریبه. این درسته یا غلط؟ بگم بهتره یا سکوت کنم؟ برم به نفعمه یا نرم؟
اصلا وایسا ببینم... من باید به نفع خودم نگاه کنم، به نفع خانواده‌ام، دوستام، حزبم، دینم، وطنم، یا چی؟ یا کی؟
اصلا صبر کن... دین داشته باشم یا نه؟ عضو حزبی باشم یا نه؟ 
درسی که می‌خونم خوبه؟ دانشگاهی که توش هستم چی؟ فرم انصراف از تحصیل پر کنم و از اول کنکور بدم؟ 
این چیزی که من بهش می‌گم حقیقت، خودِ حقیقته؟ اگه آره، پس چرا اون به چیزی که خلاف نظرِ منه می‌گه حقیقت؟ حقیقت دو معنا داره، یا یکی از ما اشتباه می‌گه؟ کدوم اشتباه می‌گیم؟
این آدمی که دوستش دارم، دوست داشتنیه یا من متوهمم؟ 
این کسی که بهش رای ندادم بهتر بود و کاش توی پرونده‌ی زندگیم این ثبت می‌شد یا همونی که بهش رای دادم خوبه؟
این رو بخرم یا پولمو نگه دارم برای یه چیز بهتر؟
 خوندنِ این بهتره یا اون؟ اول کدومو بخونم؟
می‌دونی؟ آدم از ثانیه‌ی اولِ تولد داره تصمیم می‌گیره، داره توی این دوراهی‌ها می‌چرخه...
چیزی که مهمه اینه که باورش کنی. تمامِ عقلت، احساست، وجدانت و منطقت رو به کار بگیری. چیزی که مهمه اینه که ده سال بعد، بگی من درسته از اون تصمیم دلخورم، اما پشیمون نیستم و اگه دوباره ده سال جوون‌تر بشم و عقلم ده‌سال کم‌تجربه‌تر بشه و احساسم ده‌سال خام‌تر، مطمئن باش بازم همون تصمیمو می‌گیرم.
مهم اینه که بعدا بتونی از خودت دفاع کنی. نگی حماقت کردم... نگی چشم‌هامو بستم. بگی عقل‌رس نشده بودم به قدر کافی، بگی تجربه نداشتم زیاد.
مهم اینه که اگه اشتباه کردی، قبولش کنی، پاش وایسی و با تمامِ جونت سعی کنی درست شه و دیگه تکرارش نکنی.
مهم اینه که خودتو باور کنی...
مهم‌تر از تو، مغزت، عقلت و احساست، کسیه که داره نگاهت می‌کنه.
یه لحظه، قبل از اینکه دکمه‌ی اینتر رو بزنی و پست رو منتشر کنی، قبل از اینکه مهر رو پای پرونده بزنی و به اجرا برسونیش، قبل از اینکه پاتو از در بذاری داخل، بگو بسم الله... پای خودت خوب و بدش، مهربونْ خدا . اگه خوب شد، واسه تو. اگه بد شد، فدای سرت. حتما بهترمو می‌خوای.
پ.ن: 
بهش می‌گم: یه جوری پستِ قبلیم کامنت نداره، که فکر کنم آمریکا اسمم رو نوشته تو لیستِ تحریم :دی
می‌خنده، می‌گه: از اون پست‌هاییه که بعدش هیچ حرفی برای گفتن نداری.

  • نظرات [ ۵ ]
ماهی کوچولو
۱۱ آبان ۹۶ , ۲۳:۲۸
ان شاء الله ده سال دیگه همینجوری باشیم که گفتیم

و تحریم نشی دیگه :)))))))

پاسخ :

آمین :) بزرگ بشیم و قوی و با استدلال 

هی انتظار داشتم بمب اتمی بیفته تو وبلاگ اصا :)
آقاگل ‌‌
۱۱ آبان ۹۶ , ۲۳:۳۷
زندگی اصلاً یعنی دوراهی. از همون ابتدا تا همون انتها. 
.
پست پیش واقعا نمیشد کامنت داد براش :-) 

پاسخ :

همین که تو این دنیاییم، و همینکه می‌گه جبری در کار نیست، یعنی یه روزی، سر یه دوراهی انتخاب کردیم اینجا بودن رو.

خودمم بعد نوشتنش لپ‌تاپو بستم و ساکت نشستم.
خور شید
۱۲ آبان ۹۶ , ۰۲:۴۲
این آخریه من بودم آقا.. من من

پاسخ :

آره تو تو 

دیوااانه :دی
مسـ ـتور
۱۲ آبان ۹۶ , ۰۸:۴۵
من همیشه از کاری گه نکردم بیشتر پشیمون میشم تا کاری که کردم، بخاطر همین خیلی ریسک پذیر شدم (:

پست قبلی رو باز کرده بودم و... دلم میخواست چیزی بنویسم ولی نتونستم...

پاسخ :

آره. آدم انقدر غصه می‌خوره که اگه انجامش پاده بودم، فلان و بیسار، پف می‌کنه می‌ترکه.

حس جالبی داشت برام این سکوت همگانی :))
پسر انسان
۱۳ آبان ۹۶ , ۱۰:۴۴
حق

پاسخ :

:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan