تراکم اندیشه‌ها

قلم‌نگاری‌های ذهنِ من

پا جای پا

دیدنِ معلم‌های سال‌های قبل _ به جز آن‌ها که با شلاق و لگد و کتاب کتک‌تان زده‌اند یا حیثیت‌تان را برده‌اند یا هرچی_ همیشه خوب است. دیدنِ معلم‌های ادبیات خوب‌تر!
خاصه آن لحظه‌ای که زل می‌زنی به چشم‌هایشان و می‌گویی: چه‌قدر دلم براتون تنگ شده بود. ( هرچند واقعاً « چه‌قدر» دلتنگ نبوده‌اید!) 
بعد با شوق رشته‌ی حالِ حاضرت را می‌پرسند و تو می‌گویی هم‌رشته‌ی شما شدم.  و دو تا چشم‌هایشان که عینِ دشتِ باران‌زده، پررنگ و درخشان می‌شود.


پ.نان: بالاخره یه روزی باید شروع کنی حنا. از کجا می‌دونی امروز وقتش نیست؟
پ.2نان: عددِ وبلاگ‌های نخونده‌ام داره بالا و بالاتر می‌ره. چه بلایی سرم اومده؟ 


آقاگل ‌‌
۱۷ مهر ۹۶ , ۲۱:۴۰
همین امروز و همین الان وقتشه. اگه بذاریش برا فردا یعنی برا همیشه گذاشتیش کنار. فردا یعنی هرگز. 

پاسخ :

فردا یعنی هرگز. 
اَسی ...
۱۸ مهر ۹۶ , ۱۲:۱۹
ادبیات عالیه ^_^
دیدن معلم ها رو که دیگه نگو ^__^

پاسخ :

محشر اصلا :))
بانوچـ ـه
۱۸ مهر ۹۶ , ۱۷:۲۳
من هر وقت معلم هامو دیدم بیش از 50 درصدشون لپمو کشیدن :/
از این به بعد باید خودمو مخفی کنم

پاسخ :

نه باید رو لپات کار کنی :دی

+ معلم کلاس چهارمم بهم می‌گفت سنجاب کوچولو. و همیشه لپم دستش بود. 
محسن رحمانی
۱۸ مهر ۹۶ , ۲۰:۵۳
سلام پ نان چیه  ؟
چرا نان ؟

حالا چرا وقتی دلمان تنگ نشده به دروغ بگیم دل تنگ بودیم O_o

دررابطه با اون آگهیتون تو اخباررادیو بلاگی ها  در مورد جار زن لازم داریم :دی 

پاسخ :

سلام
سری دیوانگی‌های من! مفهوم خاصی پشتش نیست.

چون دلشون نشکنه و چون به هرحال این حق رو به گردنمون دارن که بهشون محبت تقدیم کنیم. 


:دی
متخصص ‌‌‌‌‌
۲۳ مهر ۹۶ , ۱۳:۳۷
واقعاً. دبیرهای ادبیات، نزدیک‌ترین و مهربان‌ترین ها بودند. حداقل در آن سال‌ها برای من که اینچنین بود. نمی‌دانم چه حکمتی داشت. سه سال، سه دبیر، کارشان شده بود که بیایند سر کلاس و به من بگویند: «امینی بخون». روزهای خوشی بود. یادشان بخیر...

پاسخ :

وااای این دیالوگ معرکه است. اینکه از آدم بخوان بخونه معرکه است.
ماهی کوچولو
۲۴ مهر ۹۶ , ۱۷:۵۶
کلا دیدن معلم خوبه
حتی اونایی که حیثیتت رو بردن
میتونی بری انتقامتو بگیری :)) آیکون دختری که خباثت از سر و روش میچکید

پاسخ :

از این منظر نگاهش نکرده بودم :دی


قاسم صفایی نژاد
۲۵ مهر ۹۶ , ۱۸:۰۶
مگه دوره شما هم مشت و لگد و اینا بوده؟

پاسخ :

نه ولی خب دوره بعضیا بوده. گفتم بگم یهو یکی نگه ما اسم معلم بیاد تشنج می‌کنیم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan