تراکم اندیشه‌ها

مصطفای چمران_2

+ تا مدتی کامنت‌ها بسته است. تا مدتی من نمی‌نویسم. این پست‌هایی که در این مدت می‌ذارم، از کتابِ «عارفانه‌ها» انتخاب شدن؛ به قلمِ مصطفای چمران. من عرفان رو دوست ندارم. من حقیقتاً عرفان رو دوست ندارم. مگر عارف، مصطفا باشه.


یاعلی.


خدایا، تو می‌دانی که من تاجرپیشه نیستم، و تجارت با عشق را کفر می‌شمرم، و در مقابلِ پرستشِ تو که نیازِ طبیعیِ قلبِ من است، اجری نمی‌خواهم، و شرم دارم که در مقابلِ تو بایستم و خیالِ داد و ستد با تو را داشته باشم.

من به خود اجازه نمی‌دهم که خود را دربرابرِ تو چیزی به حساب آورم که به فکرِ معامله بیفتد!

من زاده‌ی توام. من از خود چیزی ندارم که در معامله با تو ارائه دهم. هرچه هست، متعلق به توست.*


* در لبنان نگاشته شده است.


پ.نان. خدایا مرا ببخش که در مقابلِ تو خود را چیزی به حساب آوردم...

Designed By Erfan Powered by Bayan