تراکم اندیشه‌ها

به وقت شام

من از سینما خوشم نمیاد. یعنی اصلاً برام فرقی نداره که فیلم رو توی سینما ببینم یا پای لپ‌تاپ. سینما هم که می‌رم از کمردرد و خستگی اعصابم به هم می‌ریزه؛ اما خب به وقت شام بود :|

هیچ حرفی ندارم که بزنم. معرکه بود برام. یکی از قشنگ‌ترین‌هام شد.

همینا رو برید بخونید. منم همون. به وقت شام یا چگونه ابعاد سینمای ایران را جابجا کنیم؟ 


یک. پیتزا می‌خوری موقع به وقت شام؟ اصلاً کی وقت کردی نفس بکشی تو؟ اصلاً لعنتی پیتزا می‌خوری بخور. پیتزا با دوغ؟ دوغ؟ حتی اگه اینم قبول کنم کاربرد قاشق و چنگال رو متوجه نمی‌شم که صداش هی رو اعصابِ من بود. :|


دو. آفرین. با جیجلتون بیاین سینما به وقت شام ببینید، بشینید جلوی ما وقتی سرِ یارو قطع شد، غصه بخولین موش بشین براش برین بغلش. ما دوست داریم. اه آخه... چندشِ مضمحمل!


سه. تیتراژش رو هم بشینید ببینید. سعی هم کنید آخرین‌نفر از سینما خارج شین. اون لحظه که از منگی در میاین و بلند می‌شین می‌بینید هیچ‌کس نیست، خیلی کیف می‌ده. بعدش هم تاکسی نگیرید. مثل ما دو کیلومتر پیاده‌روی کنید تا برسید به ایستگاه اتوبوس، قشنگ هم‌ذات‌پنداری کنید.


  • نظرات [ ۷ ]
جناب قدح
۱۵ فروردين ۹۷ , ۱۶:۵۱
سلام :)
همیشه به گردش و تفریح ...

چقدر از این به وقت شام تعریف میشه ...

پاسخ :

سلام :)

همیشه باشه که مزه نمی‌ده. ولی به عنوان دعای خیر می‌پذیرمش :دی

آره. حقیقتاً خوب بود. من یه جاهایی شوکه می‌شدم که این واقعاً یه فیلم ایرانیه؟
حوا ...
۱۵ فروردين ۹۷ , ۱۷:۱۶
پیتزا با دوغ؟! مگه داریم؟! :|

پاسخ :

عجیب اصلاً :/
محبوبه شب
۱۵ فروردين ۹۷ , ۱۷:۱۸
واسه همه موارد
خا
: )))

پاسخ :

خات بی‌بلا.
حوا ...
۱۵ فروردين ۹۷ , ۱۸:۱۲
اتفاقاً دیروز راجع به این فیلم با یکی از بلاگرا صحبت کردم. هر چی بیشتر می‌گذره بیشتر دلم می‌خواد ببینمش...

پاسخ :

حتماً ببین.
پـــــر ی
۱۵ فروردين ۹۷ , ۲۱:۳۹
فردا بریم ببینمیش 
:)

پاسخ :

برین :))
امیدوارم دوستش بداری.
قاسم صفایی نژاد
۱۶ فروردين ۹۷ , ۱۴:۲۶
سلام
من هم دیدمش. باید یه پست بنویسم راجع بهش.

پاسخ :

سلام.

مشتاقِ خوندنِ پستتون هستم.
چارلی ‎‌‌‌
۱۹ فروردين ۹۷ , ۰۳:۲۲
فیلم که عالی بود. بنظرم حتی اونایی که با عقاید حاتمی کیا موافق نیستن هم میتونن حداقل به عنوان یه اکشن سطح بالا تو سینمای ایران فیلمو ببینن.

من داشتم تیتراژشو نگاه میکردم وسطش خاموش کردن بستنش کلا :|
بعدش رفتم به اون یارو مسئوله پخشه گفتم چه وعضیه و اینا اونم نصف شب بود اعصاب نداشت یه چیزایی با مضمون «همینه که هست» گفت و رفت :/ 
و ازونجاییم که فاصله خونه ما تا سینما کلا 100 متره فرصت 2 کیلومتر پیاده روی نداشتم متعسفانه :))
فقط عاشق اوناییم که بچه آورده بودن تو سینما :/ حالا اینکه گریه میکنه و اینا ما به جهنم، این صحنه ها رو نشون بچه ندین :/

پاسخ :

موافقم. واقعاً می‌شه _حتی_ فقط از وجه سینماییش لذت برد. یه اتفاقِ جذاب بود.

بعد اولش یه ربع تیزر پخش می‌کنن :|
از خونه یک کیلومتر برید جلوتر، یک کیلومتر هم برگردید. #تباه

خیلی عجیب غریبن اینا. بابا بچه دلش پاره شد :|
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan