تراکم اندیشه‌ها

بیا زهرا، اینم پست

استاد گرانقدر!

به من مربوط نیست که شما قبلاً به قولِ خودتان جوگیر و متعصب بودید و دوماه دوماه روزه می‌گرفتید. به من ربطی ندارد که شما بعد از اینکه دریافتید این عبادات، شما را معاف از هر عمل خیر دیگری کرده و بداخلاقی‌ها و مکاری‌ها و هرآن عادتِ بدِ دیگرتان به سببِ چنین عباداتی مبرا از توبیخ و مجازات است و حوری و پری و باغ بهشت که هدف شما از عبادت بوده را از کفتان نمی‌برد. و بعد با خودتان گفتید خب این چه عبادتی‌ست. اصلاً گور بابای مذهب، من می‌خواهم انسان باشم و این حرف‌ها.

آنچه به من ربط دارد، این است که هرآدمِ دین‌داری را جوگیر و متحجر و متعصب‌هایی که هدفشان از عبادت «و کواعب اترابا» است می‌خوانید. به من ربط دارد که شما هر آدمی را که چادر سرش می‌کند یا ریش دارد، با بخشِ غارتگرِ حکومت که هم‌لباسِ آن‌هاست هم‌سنگ می‌کنید. 

به من ربط دارد، و وقتی به شما اعتراض می‌کنم که هدفِ همه‌ی مومنان چنین نیست، و همه را با یک چوب نمی‌شود راند، و هرآن عادتِ نیکی را که شما در راستای مذهبِ انسانیتِ خودتان می‌گویید، در دینی که قبلاً جَوش را گرفته بودید هم وجود داشته و شما خود تفسیرِ جدید از دین ارائه دادید، حق ندارید من را دخترِ جیغ‌جیغوی متعصبی جلوه بدهید. 

جاهل کسی نیست که چشمش را روی منطق می‌بندد و می‌گوید چون دیدم اکثریت مردم، قدرت تعقل و تحلیل اینکه دین و دین‌دار از آدم‌های ریاکارِ حکومتی جداست را ندارند، تصمیم گرفتم دین را کنار بگذارم؟ کسی که تنها برایش اهمیت دارد چطور به نظر می‌رسد؟ 


+ اگه تمام این روزه‌داری و مبارزه با نفس، تاثیرش بر من این بوده باشه که بر نفسِ آسایش‌طلب و مقبولیت‌خواه پا بذارم و حرفی رو بزنم که بعدش ممکنه کل کلاس رو ازم بیزار کنه، و برام اهمیتی نداشته باشه که استادِ پیشِ روم، متخصصِ سخنوری و لغت‌بازیه و می‌تونه بلافاصله بعد از حرفِ من، خیلی پیچشی حرفِ خودش رو تغییر بده و حرف‌های خودم رو طوری به خودم تحویل بده انگار که من باهاش مخالفم! من از این ماهِ مبارک کمالِ تشکر رو دارم. 

به طرز بانمکی، حداقل فهمیدم که این استادمون کلاً باد هواست. حداقل چهاربار جبهه‌اش رو کاملاً تغییر داد. کاملاً می‌گم ها! :|

به هرحال نتیجه گرفتم که اولاً باید تمرین کنم تُنِ صدام پایین بیاد چون کلا بلند صحبت می‌کنم و وقتی قراره جدی حرف بزنم ملت فکر می‌کنن باهاشون دعوا دارم. هم از این لبخند مسخره الکی‌ها یاد بگیرم که یعنی تو عصبی‌ای ولی من خونسردم نیگاه من حقم :|


عنوان: زهرا، هم‌کلاسیم، از در کلاس که اومدیم بیرون گفت منتظرِ پستت هستم حنا. بفرما... :دی

  • نظرات [ ۲۲ ]
جناب قدح
۰۸ خرداد ۹۷ , ۲۳:۰۴
سلام :)

حنا بانوی کم پیدا خوبن ؟
طاعات قبول

پاسخ :

سلام بر شما :))

هستم که من همش.
از شما هم... ماهتون پررونق
نیوشا یعقوبی
۰۸ خرداد ۹۷ , ۲۳:۰۵
یا برعکسش به من چه تو زیادی دگم و متعصبی و بخاطر اینکه من ساق دست دستم کردم فکر میکنی جهنمیم و باید مانتوم آستین بلند می بود و ساق حجاب نیست :/

پاسخ :

بعد امثال این آدم به قول تو دگم، می‌شن نماد دین‌داری. بیا... ببین مسلمونا چه‌قدر بی‌شعورن. :/
بابا خود ما هم دلمون از دست او خونه.
جناب قدح
۰۸ خرداد ۹۷ , ۲۳:۱۲
چه پاسخی !
تا حالا نشنیده بودم ...
ماه شمام پر رونق :)

پاسخ :

امسال به ذهنم رسید که یه دعایی بکنم که هم کوتاه باشه، هم کامل. به این رسیدم :)
نیوشا یعقوبی
۰۸ خرداد ۹۷ , ۲۳:۱۷
من البته آدمش کردم اینو :)) سخت بود ولی شد

پاسخ :

تو کلا خیلی قدر قدرتی. بهت غبطه می‌خورم حتی :دی
صبا ...
۰۸ خرداد ۹۷ , ۲۳:۲۶
نمی دونم چرا اینایی که می خوان مخالف دین حرف بزنن یا از سابقه جبهه شون میگن یا اینکه از نسل آخوندن یا یک دوره ای خیلی عابد و زاهد بودن، خداییش خیلی تاکتیک مسخره ای هست:)) 

پاسخ :

پدربزرگ یکی‌شون نه تنها آخوند بوده، بلکه یه چیزایی هم می‌دیده و بصیرت داشته. :کندن گیس‌های سر
از مد هم نمی‌افته. رو اکثریت هم جواب می‌ده‌ :/
فرید پرهمت
۰۸ خرداد ۹۷ , ۲۳:۳۲
دعوا شده، میونجی گری کنیم؟!!!

پاسخ :

آم... بین من و استاد؟ 
همینکه دیگه قرار نیست ریختشو ببینم کافیه‌. دعا هم کنید ترم بعد باهاش واحد ارائه نشه. باتشکر
فرید پرهمت
۰۸ خرداد ۹۷ , ۲۳:۳۵
برای این که بهتر بتونید منظور و پیامتون رو به سایر انسان ها منتقل کنید و کلام و پیامتون اثر گذاری بیش تری داشته باشه ان شا الله، مبحث ارتباط و ارتباط موثر رو جست و جو و مطالعه کنید.

بیش تر مشکلات بشر ناشی از عدم توانایی در برقراری ارتباط با هم نوعانش هست مثال واضحش طلاق های بی رویه امروزی...

پاسخ :

درسته. از خانواده نقل است که من اصولا آدمِ جوشی و بدبحثی‌ام.
درستش می‌کنم به امید خدا. ممنون :)
نیوشا یعقوبی
۰۸ خرداد ۹۷ , ۲۳:۳۸
قدر قدرت نیستم تو کار خانواده ام موندم قدر قدرت بودم اول کار اینا رو درست میکردم :))
ولی بلدم زور گفتن به غریبه رو یا توجیه کردن شون رو  :))

پاسخ :

خانواده اصولا بحثش متفاوته. نمی‌شه باهاشون وارد مباحثه شد. :))
بیا به منم یاد بده. آم..‌ به جز اون بخش زورگفتن.
محبوبه شب
۰۸ خرداد ۹۷ , ۲۳:۴۸
نفس بکش حنا
نفس عمییییق
جناب خان طور نفس بکش

پاسخ :

هووووم
هههههااااااااا 
:تباه :))

خوشحال و آرومم اتفاقا محبوبه‌. از اینکه حرفم ته‌نشین نشد و رسوب نکرد تو وجودم‌.
محبوبه شب
۰۹ خرداد ۹۷ , ۰۰:۰۱
خداروشکر که آرومی
گفتم این دختر امشبه رو سکته نزنه خیلیه

پاسخ :

پس من حتی موقع تایپ هم وقتی جدی حرف می‌زنم عصبی به نظر می‌رسم. :دی
جدی باید یه فکری به حالش بکنم پس.
محبوبه شب
۰۹ خرداد ۹۷ , ۰۰:۰۴
نه فقط کمی نگران بودم همین
وگرنه چیزی از نوشته هات معلوم نیست : )))

پاسخ :

عزیز دلمی تو مهربون :))
نیوشا یعقوبی
۰۹ خرداد ۹۷ , ۰۰:۰۵
اوهوم واقعا نمیشه باهاشون حرف زد :/
چشم چشم :)) 

پاسخ :

عواقبش هم خیلی یقه‌گیره. :دی
چشمت منور
محمدعلی ‌
۰۹ خرداد ۹۷ , ۰۱:۱۴
این کج‌فهمی‌ها از دین و تفسیرهای شخصیِ نابجا از دین، خیلی زیاد شده. دین بالاتر از انسانیت هست و بعضی با برداشت غلط تا چه سطحی پایینش میارن. و این مشکل مقداری هم تقصیر خود مسلمون‌هاست که اعمال و تفکر و سبک‌زندگی‌مون هنوز اسلامی نیست. 

پاسخ :

و متاسفانه هیچ اقدام مثبتی هم برای حل این مسئله انجام نمی‌شه. هنوز آخوندای ما تو همین صداوسیما راجع به مسائل بی‌اهمیتی که کارایی‌شون صدها ساله از بین رفته حرف می‌زنن‌. مرجعیت ما همین‌هان. 
ما هم که یکی از یکی ضعیف‌تر. خدا قدرت زندگی‌کردن درست بهمون بده.
آقاگل ‌‌
۰۹ خرداد ۹۷ , ۰۲:۲۸
یه چیزی رو توی بحث کردن خیلی خوب فهمیدم. از یه جایی به بعد خود طرف مقابل هم به گفته‌هاش اعتقادی نداره. فقط بحث رو ادامه میده که ثابت کنه حق با منه :|

پاسخ :

آره اینم خیلی مبحث جالبیه :))
فقط لغت‌ها رو پشت هم ردیف می‌کنن که جمله‌های قشنگ پشنگ بگن. اما اگه آدمایی اطرافشون باشن که خام همین جمله‌های در راستای «حق با منه» بشن، اوضاع غم‌انگیزتر هم می‌شه.
آسـوکـآ آآ
۰۹ خرداد ۹۷ , ۰۴:۱۳
الان تو زمونه ای هستیم که اسلام مظلوم ترینه
حتی بین اونایی که در ظاهر نشون میدن قبولش دارن
من فقط میگم دو دستی همین نیمچه ایمان درونیم رو بچسبم

نه با کسی بحث کن
نه بحثی رو ادامه بده
حداقل تو جمع
چون همونطور که آقاگل گفتن
اینا بحث رو ادامه میدن تا به نفع خودشون نتیجه رو برگردونن.
و اینجا تویی که تو موضع حقی تو موضع اتهام قرار میگیری

پاسخ :

از طرفی تو هم درست می‌گی ها. اما از طرف دیگه، شاید سکوت بیش از حد بعضی از ما، و سر به زیر انداختنمون به خاطر اتفاقات نادرست باعث شده که بعضی اینقدر متوقع بشن. متوجهی؟
ما سکوت کردیم و یا سکوتمون رو نشانه‌ی ضعف گرفتن، یا نتیجه گرفتن که دستمون با «اونا» تو یه کاسه است و همه‌مون جیره‌خورهای احمقیم.
شاید وقتشه صدای ما هم به عنوان طیف نه شرقی نه غربی، بلکه‌ اسلام حقیقی شنیده بشه.

به نظرم باید این راحت‌طلبی رو از خودمون دور کنیم. شده آفتِ جون. 
چه عیبی داره که متهم بشیم، تحقیر بشیم یا دهنمونو ببندن؟ وظیفه‌ی ما مگه حق‌جویی نیست؟
آسـوکـآ آآ
۰۹ خرداد ۹۷ , ۰۴:۴۳
عیبش اینجاست که ما با زیر سوال بردن بیشتر خودمون باعث میشیم به اونا بفهمونیم حق با شماست
هیچوقت حرف خالی اثرگذار نیست اگر تو عملمون نبینن
و اینکه مخالفت شما با استادتون تو جمع
باعث میشه بقیه هم با اون همراه شن تا با شما و این جو خوبی نیست
جو خوبی واسه گفتن دیدگاهت نیست
من سکوت نکردم فقط یاد گرفتم جبهه نگیرم
این اولین قدمه واسه تجربه کردن لبخندی که ازش تو پستت گفتی :-)

پاسخ :

من شخصا همینجوری که دارم راه می‌رم نیم کیلو علامت سوال رو دوشمه. و خسته‌ام هستم. و خب وقتی همینجوری الکی ازم خوششون نمیاد، حداقا غمباد نگیرم بهتره به نظرم.
نمی‌دونم چه می‌تونستم بکنم جز اینکه خوش اخلاق باشم، سالم بزی‌ام، شاد به نظر برسم، توی درس‌ها خوب ظاهر بشم. من توانم رو گذاشتم و هنوز اون دختر چادریه که حتما متعصبه باقی موندم. حالی‌آنکه من همگام باهاشون در بدوبیراه‌ها و انتقادها هم هستم اکثر مواقع.

حرفت درسته و بین خودمون بمونه، پایه‌ی زندگی منم همین بوده‌. امروز هیجان‌زده‌ام و شعارهای زیبا می‌دم. فردا به غار تنهایی خودم برمی‌گردم. صرفا می‌خواستم این هیجانات رو به عنوان برشی از زندگانیم توی وبلاگم ثبت کنم. 

+از اینجا به بعد قراره اگه بتونم بخوابم و تا غروب برم دانشگاه. فلذا اگر احیانا کامنتی بیاد با تاخیر جواب می‌دم‌ پیش پیش معذرت.
پلڪــــ شیشـہ اے
۰۹ خرداد ۹۷ , ۰۵:۲۰
ایول الله که حرف دلتون رو زدید.
صحبت کردن توی این موارد، مصداق امر به معروف نهی از منکره
یعنی خیلی مواقع اگر همه سکوت نکنن دیگران هم فکر نمیکنن که به به حق با استاده. لااقل یه چالش ذهنی واسشون پیش میاد . یه وقتایی آدم میاد به یه مخالف خودش جوابی بده، تازه یه سری گره توی ذهنش ایجاد میشن.

+ اون قدر که دیدم اساتید راحت این مدلی صحبت میکنن و از کرسی استادی شون استفاده میکنن، شاید این قدر، منبر رفتن راحت نباشه :/ والا

پاسخ :

شما دارید تقریبا حرف منو می‌زنید ها، ولی طرز گفتارتون حتی از من هم غیرقابل پذیرش‌تره. باید قبول کنیم که بعضی لغات الان تو دیدگاه عمومی وجهه‌ی خوبی ندارن. امر به معروف که بگیم همه یاد گشت ارشاد و امثالهم می‌افتن. این یه ایراد بزرگ مذهبی‌هاست که از متن گفتار جامعه به دورن. 
امیدوارم دلخور نشید از بیانم.

+ این الزاما بد نیست ها‌. هرکسی حق داره حرف بزنه. مخالف باشه یا انتقاد کنه. ولی اینطور نباشه که حرف حق و ناحقش رو بزنه با فریاد و بعد پیرهن شعار زنده باد مخالف من تن کنه، و بعد که کسی باهاش مخالفت کرد بکوبه دهنش که تو خفه شو جیغ جیغو.
وگرنه استاد بیاد حرفشو بزنه، بحث هم شکل بگیره، بقیه هم عقل دارن راه خودشونو برن. چه عیبی داره؟ 
پلڪــــ شیشـہ اے
۰۹ خرداد ۹۷ , ۰۶:۰۶
خب قرار نیست وقتی من دارم این کار و انجام میدم، جار بزنم که ملت دارم امر به معروف میکنم که :)) منظورم این بود که کارتون درسته. اشتباه از برداشت ماهاست. وگرنه لغات دربه در مشکلی ندارن.

+ به شخصه توی این صحبتها جایی ندیدم کسایی که مخالف بودن، با رعایت متانت کلام و به دور از تمسخر و توهین صحبتشون رو سر کلاس عرضه کنند. والا آدمی به اظهار نظراتش هست که زنده است. دیگه حق حرف زدنم ازش بگیریم که دیگه چیزی ازش نمیمونه.

پاسخ :

درسته. منظور من به طور کلی بود البته‌.
پنج صبح هم بود بعد از سی ساعت بی‌خوابی. دیگه ببخشید دیگه :))

+نه. معمولا بسیار بی‌منطقن. با ادعای هرکسی حق داره حرف بزنه ولی غلط می‌کنه با من مخالف باشه.

ناشناس
۰۹ خرداد ۹۷ , ۰۹:۱۳
احسنت و تکبیر! :D

پاسخ :

مرگ بر منافق حتی :دی
دکتر سین
۰۹ خرداد ۹۷ , ۱۴:۲۷
چه لحظه‌ی شیرینیه اون لحظه که یقین حاصل می‌کنی طرفت باد هواست...!

پاسخ :

واقعا شیرین و زمان‌ذخیره‌کننده. که دیگه تموم کنی بحث‌کردن باهاشون رو.
قاسم صفایی نژاد
۱۰ خرداد ۹۷ , ۱۲:۴۵
چند تا کتاب پیشنهاد می‌کنم بخونید:
آداب نماز امام خمینی
شرح حدیث جنود عقل و جهل امام خمینی
شرح چهل حدیث امام خمینی
بایدها و نبایدها شهید بهشتی
انقدر زندگی‌تون خوب میشه و مقابل چنین جوهای افراط و تفریطی خوب می‌تونید حق رو تشخیص بدید و خوب بحث کنید که حد نداره.
هر ۴ کتاب هم در وبلاگم معرفی کردم و البته پاراگراف‌های مختلفی هم از هر کدوم نوشتم.

پاسخ :

چشم. خیلی ممنون. اتفاقاً قصد خوندنشونو دارم. 
یادمه که وقتی کوچیک‌ بودم، مامانم یه سری کلاسا می‌رفتن. منم طبق قواعد جوجه‌اردکی، باهاشون می‌رفتم. از پنج‌شیش سالگی تا اوایل نوجوونی. 
توی اون کلاس‌ها هربار یه کتابی رو با هم مطالعه می‌کردن و خب استاد تفسیر و توضیح می‌داد براشون و این‌ها. جنود عقل و جهل بود، شرح چهل حدیث بود، معراج السعاده، شرح خطبه متقین حضرت علی، شرح زیارت جامعه کبیره، شرح مراتب طهارت آقای آملی... و از این چیزا. فکر می‌کنم نصف ذهنیات من همون سال‌ها شکل گرفتن و خیلی از پایه‌های ذهنیم اون سال‌ها استوار شدن. یه وقتایی تو خونه متناشونو می‌خوندم که سر کلاس من بخونم و کیف کنم :)
.. مَروه ..
۲۷ خرداد ۹۷ , ۱۴:۱۵
سلام
با نظر پلک شیشه ای در مورد حرف زدن موافقم
و با پاسخ شماهم...

مهارت میخواد واقعا سر کلاس اینجور اساتید حرف زدن...
بعضیی وقت ها هم سکوت باید کرد.یعنی نمیشه همیشه جواب بدی...
همیشه از خدا طلب صبر و یاری الهی میکنم برای کسانی که همش با حرف های شاذ اساتید این چنینی سر و کار دارند
واقعا سخت میشه...

پاسخ :

سلام بر شما :)
شوکه شدم یه کامنت برای یه پستِ انقدر دور رسید! :دی

درسته. هرچیزی زمانِ خودش رو می‌طلبه. دلیل اینکه من حرف زدم، این بود که استادمون کلاً داشت می‌زد زیرِ دین و هی بعد از هرجمله‌اش یه ژست می‌اومد تو صورت ما :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan