تراکم اندیشه‌ها

تا نپژمرده‌ایم...

به گمانم ما نسلِ آرام‌تری شده‌ایم. 

توی هیئت، دیگر از «شور» روضه‌ها خوشمان نمی‌آید. دلمان می‌خواهد بنشینیم و مداح به جای توصیف قطع‌شدن دست‌ و پا و سر، برایمان از عظمتِ ممدوحِ خود بگوید. از قدرتِ بیانش، از برشِ شمشیرش، از عطوفتِ رفتارش، از آن‌چه که فقط مسببِ اشک نباشد، به فکرمان وادارد و به عملمان بینجامد. شعرِ زیبا و متین‌خواندن را دوست‌تر داریم از محکم بر سر و سینه کوفتن. نشستن گوشه‌ی دیوار و چادر برسرکشیدن و آرام اشک‌ریختن را دوست‌تر داریم تا جیغ و واویلاکردن. 

ما آدم‌های یواشکی‌تری شده‌ایم. از نسلِ ما، حججی‌ها بی‌هیاهو، بدونِ وقتِ قبلی سرمی‌رسند و زیروزبر می‌کنند جهان را.

به ما فرصتِ دیده‌شدن بدهند کاش. بگذارند فرمانِ ما را خودمان به دست بگیریم. نشود که آرزو کنیم بمیرند؛ تا بلکه صندلی‌هایشان خالی شود.

ما از حرف‌های تکراری خسته‌ایم. از حرف خسته‌ایم. از این سوی تریبون‌ماندن و تنها شنیدن، از نیروهایی که توی بازوانِ کارنکرده‌مان تحلیل می‌رود. 

بشنوید ما را. ما رزانیم، ما محسنیم. ما شکوفه‌های تازه به بارآمده‌ی باغی هستیم که شما چهل‌سال پیش اولین نهالش را کاشتید. 


+بنگرید

+با همه‌ی این احوالات. من خودمون رو دوست دارم. دلم روشنه :))

+آم... من بلد نیستم درخواست کنم کسی برام دعا کنه. چون اصولاً خودم دعاکردن بلد نیستم و التماسِ دعا، دعابَک داره. و اگر هم حالِ خوشی داشته باشم، اصلاً یادم می‌ره که کسی رو باید دعا می‌کردم. فلذا، هرجور خودتون صلاح دونستید :دی

+در همین حین که از این متن‌های حماسی می‌نویسم اینجا، توی کانالم دارم چیزناله می‌ذارم. از لحاظِ دوقطبی‌بودن.

  • نظرات [ ۹ ]
سجاد عبدی
۱۴ خرداد ۹۷ , ۱۷:۳۱
امید داد بهم متن ...

پاسخ :

خدا رو شکر :)
آسـوکـآ آآ
۱۴ خرداد ۹۷ , ۱۷:۳۲
دقیقا ما از همین نسلیم...
چقدر خوب گفتی...

پاسخ :

خدا رو شکر که دوست داشتی :)
دکتر سین
۱۴ خرداد ۹۷ , ۱۷:۴۹
شاید یه دلیلِ این‌که ماها آدمای آروم‌تری هستیم این باشه که ارتباطات گسترده‌تر شده که این خودش باعث می‌شه بیش‌تر و سریع‌تر به بلوغ فکری برسیم...

پاسخ :

آخه این ارتباطات برای همه چنین نتیجه‌ای نداده. بعضیا به جاش خیلی سطحی‌تر و کم‌اندیش‌تر شدن. ما این حجم ارتباط رو در سلطه در آوردیم و با ذهنمون تلفیق کردیم و به نتیجه‌ی خوبی رسوندیم. 
حالا نه اینکه خودمو خیلی عاقل و بالغ و عمیق به حساب آورده باشم :دی
خورشید ‌‌‌
۱۴ خرداد ۹۷ , ۲۰:۳۳
متن‌های حماسی. :)))

پاسخ :

:دی حتی

پلڪــــ شیشـہ اے
۱۴ خرداد ۹۷ , ۲۳:۱۲
وای چه خوب گفتی.

پاسخ :

قربونت. خدا رو شکر :))
صبا ...
۱۵ خرداد ۹۷ , ۰۰:۱۱
از این حال و هواهای قشنگ که به آدم انگیزه میده ادامه بده:) 

پاسخ :

این روزا باید به خودمون شور ادامه‌دادن رو تزریق کنیم. ذره ذره قوی بشیم :)
آقاگل ‌‌
۱۵ خرداد ۹۷ , ۰۰:۴۳
خیلی وقت پیش‌ها داشتم فکر می‌کردم وقتی رضایزدانی میگه حتی یه قهرمان تو نسل من نیست آیا درست میگه یا نه. 
در نهایت به همین نتیجه رسیدم که ما نسل آرومی هستیم. ولی قهرمان‌هاییم در دل همین نسل آروم پرورش دادیم.  

پاسخ :

درسته. ما قهرمان‌های یواشکی بین خودمون زیاد داریم. اهل غوغا نیستیم فقط. 

+بی ربط: یه آهنگ از رضا یزدانی شنیده بودم که: تو سرم مثل پنکه می‌چرخی/ دم بکش رو اجاق چشم من/ آبِ خوش تو گلوی من جاخورد/ وقتی چشمای من تو رو دیدن
بعد از همچین شاهکارِ بی‌مفهومی دیگه هرجا اسمشو شنیدم جیغ کشیدم فرار کردم :| تا اینکه تیتراژ تعبیر وارونه یک رویا رو ازش شنیدم، دیگه یه ذره باهاش کنار اومدم.
حاج مهدی
۱۵ خرداد ۹۷ , ۰۱:۲۴
فکر میکنم سنگ بنای مسیر رشد ما حرکت موازی اندیشه و احساس باشه. چی بهتر از این؟

پاسخ :

آره واقعاً... چی بهتر از این؟
غمی ‌‌
۱۵ خرداد ۹۷ , ۰۱:۴۹
اینم خیلط حماسی نبودا... بودا؟ 

پاسخ :

آم... اگه پاراگرافِ آخر رو با مشتِ گره‌کرده، درحالی که دستبندِ من انقلابی‌ام به مچ دستم بسته‌ام، رو به جمعیت فریاد کشیده باشم و الله اکبر گرفته باشم حماسی می‌شه؟ 
:دی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan