تراکم اندیشه‌ها

گفتن نگید.

چندروزی بیشتر نیست که «طریقِ بسمل‌شدن» را خوانده‌ام. می‌گفتند ژانرش ضد جنگ است. و من از چنین ژانری می‌ترسیدم. می‌ترسیدم که ناگهان وسط فضای روشنفکرانه‌اش، خمپاره‌ای با صورتِ نرم و نازک و باطنِ بُرَنده به صورتم بخورد. می‌ترسیدم؛ اما اشتباه می‌کردم.
همه‌ی ما اشتباه می‌کردیم. وقتی آمدیم و اسم «ارمیا» را گذاشتیم جنگی و دفاع مقدسی، و طریقِ بسمل‌شدن‌ها را چپاندیم توی یک دسته‌ی دیگر به نام ضدجنگ. این دو، جدا از هم نیستند. تفکیک‌پذیر نیستند. ما زمانی درگیر این اشتباه شدیم که فکر کردیم «دفاع مقدس» یعنی تقدیس جنگ. درحالی که ارمیاها و عباس‌ها و مربی‌ها و حیدرها هم آمده بودند که تقبیح کنند این یک‌پارچه شومی را. 
ما زمانی اشتباه کردیم که فکر کردیم باید طرفدارِ جنگ باشیم. من زمانی اشتباه کردم که بعد از اردوی راهیان نور آمدم اینجا و با تمام عشق داد سخن سر دادم. من عاشق جنگ نیستم. هیچ‌کس عاشق جنگ نیست؛ مگر آدم‌هایی با خوی کفتار. 
من اشتباه کردم که فراموشم شد بگویم: 
من هم از جنگ و تمام متعلقاتش بیزارم؛ اما وقتی جنگ شد، همه باید پای آن بایستیم. 
من هم از بمب و موشک و گلوله هراس دارم؛ اما اگر گلوله‌ای به سمتم روانه شد، نباید صاف بایستم و سینه را محل فرودِ آن سازم.
من هم از زشتی‌های جنگ باخبرم؛ اما آدم‌هایی که در برابر این زشتی، سر فرود نیاوردند و دماغ بالا نکشیدند و فرار نکردند و ایستادند، برای من ارزشمندترین‌های عالم‌اند.

+ داشتم کانال‌ها رو بالا و پایین می‌کردم، روی شبکه‌ی افق متوقف شدم. فقیهه سلطانی رو دیدم که افتاده دنبال حسین یاری. من نه تنها عاشق فیلم‌های قدیمی ایرانی‌ام، بلکه عاشق حسین یاری‌ هم هستم :) فلذا متوقف شدم روی فیلم و دیدم که نه تنها حق دارم عاشق فیلم‌های قدیمی ایرانی باشم، بلکه حق دارم عاشق حسین یاری و اکثریت بازیگرای قدیمی‌ترمون باشم. 
فیلمِ «نغمه»، از ابوالقاسمِ طالبی رو اگر ندیدید، حتماً حتماً حتماً ببینید. از همین فیلم‌هایی که اسمشون ژانر جنگ و دفاع مقدسه؛ ولی توی بطنشون ضدجنگ موج می‌زنه.  
طریقِ بسمل‌شدن رو هم حتماً بخونید. صفحاتش هم زیاد نیست. به شدت هم جاذبه. نمی‌تونید حتی یک لحظه بذاریدش زمین.

عنوان: یکی از دیالوگ‌های برتر فیلم :)

  • نظرات [ ۱۸ ]
ار کیده
۰۹ تیر ۹۷ , ۱۰:۵۵
سلام :)

مرسی از معرفی، ایشالا حتما‌ میخونم :)

پاسخ :

سلام :))
فیلم رو هم ببین. 
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۰۹ تیر ۹۷ , ۱۱:۴۸
جنگ مقدس نیست واقعا!

پاسخ :

جنگ نفرتِ محضه.
قاسم صفایی نژاد
۰۹ تیر ۹۷ , ۱۱:۵۹
ممنون از معرفی کتاب و فیلم.
متاسفانه نه طریق بسمل شدن را خوانده‌ام و نه هنوز ارمیا را! اما هر دو در لیست کتاب‌هایی که باید بخوانمشان هست.
اما در مورد موضوع:
جنگ و جنگیدن را باید ببینیم چه چیزی تعریف می‌کنیم تا بعد ببینیم طرفدارش هستیم یا خیر. اسلام جنگ را نه ولی جهاد را تقدیس می‌کند. جهاد یعنی مبارزه در راه خدا. لزومی ندارد این مبارزه، حتما تانک و موشک و تفنگ باشه. این مبارزه می‌تواند مبارزه با نفس باشد (جهاد اکبر) و می‌تواند مبارزه با دشمنان حق باشد (جهاد اصغر). این مبارزه می‌تواند در روزگاری جهاد فرهنگی، جهاد علمی، جهاد اقتصادی، جهاد سازندگی باشد و روزی دیگر جهاد نظامی. نیت و هدف که مهم شد، ابزار هم در همان جهت استفاده می‌شود. این می‌شود که طرفداران جنگ از سلاح‌های کشتار جمعی استفاده می‌کنند و کلاهک هسته‌ای و شیمیایی مصرف می‌کنند اما طرفداران جهاد حتی برای مقابله به مثل حملات شیمیایی صدام اجازه صادر نمی‌کنند. اسناد تاریخی مبین این است که امام خمینی پس از اصرار فرماندهان و برای اینکه صدام دست از حملات موشکی به شهرهای مسکونی بردارد، فقط در صورتی اجازه حمله موشکی می‌دهند که ۲۴ ساعت قبل به مردم آن شهر عراق اعلام کنند که از منازل‌شان و شهرشان خارج شوند.
این لینک هم بخوانید:
http://safaeinejad.ir/1395/07/27

پاسخ :

خواهش می‌کنم :)

دقیقاً. بین جهاد و جنگ فاصله است و منظور من دقیقاً جنگ فیزیکی با سلاح بود.

عالی بود. ممنون.
פـریـر بانو
۰۹ تیر ۹۷ , ۱۲:۱۹
من این پست رو نمی‌خونم. می‌ترسم یه کدی چیزی توش باشه و مبهم و ناشناخته بودن کتاب برام از بین بره! :|
بعدا می‌خونمش. مرسی نوشتی :))

پاسخ :

نه. فی‌الواقع هیچ حرفی درباره‌اش نزدم.
قربونت :)
غمی ‌‌
۰۹ تیر ۹۷ , ۱۲:۵۴
حرف ضد جنگ که میشه یاد کتاب سفر به انتهای شب می‌افتم و اون نیش و کنایه‌های سلین به شعارای میهن‌پرستانه. چیزی که منم خیلی باهاش مشکل دارم... 

پاسخ :

چون نخوندم، نظری ندارم. 
وطن‌پرستی و نژادپرستی و این‌ها که کلاً به کنار. خیلی ننرن.
اما درباره‌ی اینکه فرایندِ میهن‌دوستی، با علاقه‌ی شدید، خوبه یا بد، فعلاً نمی‌دونم چی بگم. چندوقتیه دچار تناقض فکری شدم در این زمینه. گاهی می‌گم که حتماً باید باشه و نبودنش باعث شده که ما چندین‌سال عقب بیفتیم، گاهی می‌گم بودنش هم آسیب‌زاست. 
کتاب رو ببینم حتماً می‌خونم.

פـریـر بانو
۰۹ تیر ۹۷ , ۱۳:۰۴
بخونم پس؟ باشه. :)

پاسخ :

دیگه خودت ببین حست چیه دیگه. :دی
آقاگل ‌‌
۰۹ تیر ۹۷ , ۱۴:۰۵
فیلم ملکه رو هم ببین. توی همین ژانره. 

پاسخ :

دیدم. عالیه... عااالی. 
وقنی فیلمش رو می‌دیدم انقدر از قشنگیش شوکه بودم؛ هی استپ می‌کردم، هضم بشه، بعد برم باقیشو ببینم.
حاج مهدی
۰۹ تیر ۹۷ , ۱۵:۳۱
خصوصا جنگ ما خیلی خاص بود. اربعین رفتیم کربلا مهمون یه عراقی بودیم که توی جنگ، مجروح و اسیر شده بود. بعد اسارتش از ایران نرفته بود عراق گفته بود تا صدام هست نمیرم. بعدم با یه زن ایرانی ازدواج کرده بود! 

پاسخ :

اومدم بگم که اون هشت سال یه معادله‌ی دیگه بود. دیدم جنگ ما اصلاً معادله نبود. شعر بود. شعر خالص.

سید رمضان حسینی
۰۹ تیر ۹۷ , ۱۶:۲۶
کتابای فاخر معرفی می‌کنید آدم روش نمی‌شه بگه بهترین کتاب ضد جنگ دنیا تیستوی سبز انگشتیه :-)

پاسخ :

چوب‌کاری می‌فرمایید خب :دی. من میام از وبلاگ شما لیست کتاب پر می‌کنم که بخونم.
تیستوی سبزانگشتی هم به لیست خوانش افزوده شد.
سنجاق قفلی
۰۹ تیر ۹۷ , ۱۶:۳۷
سلام
آخ گفتی!
طلائیه، شلمچه، چقدر دلم لک زده براشون. امیدوارم نصیب همه بشه.
توصیه می کنم حتمنِ حتمنِ حتمن کتاب "دا" ، "پایی که جا ماند"  و  "من زنده ام"  رو بخونید
عالی هستن.

پاسخ :

سلام :)
فکه، دهلاویه، شلمچه برای من بهترین‌اند. بهترین. خصوصاً دهلاویه این بار خیلی حال خوشی برام داشت.
دا رو خوندم. پایی که جا ماند رو امسال تابستون ان‎‌شاءالله می‌خونم. من زنده‌ام رو هم می‌ترسم بخونم. تصور اسارت چندنفر خانم خیلی شکنجه است همینجوری برام. :|
آقاگل ‌‌
۰۹ تیر ۹۷ , ۱۷:۰۵
و بعد اینکه همه ما معمولاً جنگ رو با دیدگاه‌های این سمتی دیدیم و  شنیدیم. یکی از کتاب‌هایی که اخیراً دربارۀ جنگ ایران و عراق خوندم یک خلاصه کتاب بود. کتابی که با استفاده از اسناد منتشر شدۀ امریکا و طرف عراقی نوشته شده. کتاب البته طبیعتاً بی طرفانه نوشته نشده. ولی خب در دل این خلاصه 40 صفحه‌ای حقایق جالبی بیان میشه. خوندنش زمان زیادی نمی‌بره و خالی از لطف نیست.
http://www.mediafire.com/file/n7xnjzs1c8273i5/iran_iraq%282%29.pdf

پاسخ :

چه خفن! 
هیچ کتابی بی‌طرف نیست. قشنگیش همینه که همه طرف رو بخونیم و ذهنمون یه برایند بهمون بده.
دم شما گرم. حتماً می‌خونم به امید خدا.
فا فا
۰۹ تیر ۹۷ , ۱۸:۴۹
پیرو نظر آقاگل منم یه متن از یه دختر عراقی زمان جنگ خوندم در مجله داستان. خیلی جالب بود. اگر مایل بودید بگید بگردم پیداش کنم

جنگ هیچوقت چیز خوبی نیست اما دفاع چیز محشریه. این همه حرف ماست.

پاسخ :

اگر سختتون نباشه، خوشحال می‌شم بخونم. اگه کوچکترین زحمتی براتون داره نه. راضی نیستم :))

تمامِ حرفِ من همین بود.
مصطفی فتاحی اردکانی
۱۰ تیر ۹۷ , ۰۷:۵۹
پیرو پست و نظر بقیه دوستان:
ما همگی از جنگ بیزاریم و و اصلا خاطرات جنگ یعنی کشت و کشتار، آوارگی، گرسنگی و .... دوست نداریم ولی این وسط یه چیز هست که برای ما خیلی ارزش داره غیریت و جوونمردی رزمندگان ماست همون هایی که تا سر حد مرگ از وطن و اعتقاد خود دفاع کردند

پاسخ :

غیرت و عشق و معرفت و کمالی که داشتن. 
اصلاً خیلی چیز غریبی بوده جنگِ ما...
سید رمضان حسینی
۱۰ تیر ۹۷ , ۱۲:۱۳
یه نکته بی‌ربط ولی به نظرم جالب:
با توجه به دیدگاه‌هایی که تو این پست می‌بینیم (که هر چند خیلی هم طیف گسترده‌ای ندارن ولی به هر حال گسترده‌ان) می‌شه یه تحلیل‌هایی هم از دلایل و ریشه‌های شادی‌های بعد باختمون تو فوتبال و ورزش داشت :-)

پاسخ :

اگه حال و حوصله‌اش رو داشتید بگید که به چه نتیجه‌ای رسیدید. به نظرم خیلی باید باحال باشه. :))
پـــــر ی
۱۱ تیر ۹۷ , ۱۰:۵۶
باشه می خونیمش 

پاسخ :

قربونت
فیلم هم ببین :)
خورشید ‌‌‌
۱۱ تیر ۹۷ , ۱۹:۵۹
احمد محمود هم بخون به نظرم. همسایه‌ها، درخت انجیر معابد،... .

پاسخ :

واقعاً؟ همیشه تو کتابخونه می‌بینمش. از قطرش می‌ترسم. این دفعه حتمی برش می‌دارم.
بچه پولدار
۱۱ تیر ۹۷ , ۲۱:۵۲
زیر دیپلم بگو ما هم بفهمیم. 

پاسخ :

جان؟ من خیلی ننری حرف می‌زنم که. :دی
سید رمضان حسینی
۱۱ تیر ۹۷ , ۲۳:۵۴
الان که می‌بینم کامنتم بیشتر ناظر به دو تا کامنت بالاییش بود.
به هر حال کلا تو این بحثا (جنگ / دعوا و...) که می‌شه ما ایرانیا علاقهٔ زیادی به ایثار و فداکاری و دفاع با جون و دل  و از سر غیرت و... نشون می‌دیم و این المانا رو که می‌بینیم دیگه خیلی به نتیجه دعوا نداریم. این ورش می‌شه این که 90 دقیقه دفاع جلو اسپانیا برامون به یادماندنی‌تر از حتی قهرمانی‌های آسیا و... ست. و این باححتای پیروزمندانه رو حتی من فوتبال نبین هم یادشه.
حالا این که آیا ریشه خاصی داره این علاقه یا نه؟ نمی‌دونم.

پ.ن. این صرفا یه تز فی‌البداهه بود که شواهدش صرفا دو سه تا کامنت و چند تا خاطره محو جمعیه.

پاسخ :

جالبه. خیلی نگاهِ جالبیه. 
بیشتر بهش فکر می‌کنم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan