تراکم اندیشه‌ها

می‌رم بگیرم بخوابم اصا. ما رو چه به این تحلیلا...

امروز مامان‌نونی اومده بودن خونه‌ی ما و طبقِ آشناییِ خودشون زدن شبکه سه. برنامه سمتِ خدا داشت پخش می‌شد.
مجریِ برنامه گفت که هفته‌ی قبل یه نظرسنجی داشتیم. سوال برنامه هم این بود که اگر کسی شبهه‌ای براش پیش بیاد؛ سوالی داشته باشه؛ بخواد به دینِ اسلام بپیونده و یا همچین مواردی، و به شما مراجعه کنه، شما چه‌طور سعی می‌کنید مسیر براش هموار بشه؟

کاری ندارم اکثرِ جواب مردم چی بود. اما اقلِ جواب‌ها مسجد بود. با ده درصد آراء.
یه‌لحظه فکر کردم چرا مساجد ما انقدر کم‌تحرکن؟ انقدر بی‌بخار؟

یه‌لحظه تو ذهنم زندگینامه‌ی خیلی از آدم‌های بزرگ _ از دیدِخودم_ رو مرور کردم. آدم‌های موثر و خوش‌ذوقی که تاثیرات مهمی روی کشور داشتن.
توی زندگینامه اکثرشون اومده که می‌رفتن مسجد. از بچگی که تو حیاطِ مسجد فوتبال بازی می‌کردن. تا بزرگسالی که جلساتِ پرشوری رو اونجا برگزار می‌کردن. هم آقایون و هم خانم‌ها. 

یادم اومد به دورانِ انقلاب، که خیلی از اتفاقاتِ مهم توی مسجدها رخ داد. یادم افتاد به زمانِ جنگ، که خیلی از خانم‌ها توی همین مساجد چه کمک‌ها که به رزمنده‌ها نکردن.
چرا انقدر مسجدها کم‌کار شدن؟ انقدر بی‌بخار؟ خیلی کارا می‌شه کرد. اصلا نه برای اسلام! 
نمی‌شه بچه‌ها دور هم جمع بشن و کیف بکنن؟ نمی‌شه نوجوون‌ها با اون‌همه سوالات عجیب و غریب اونجا دورهم جمع بشن و یه پیرِ مرادی بهشون جواب بده؟ نمی‌شه کارتن‌خواب‌ها شب رو اونجا بخوابن؟

 قرار نیست تو مسجد فقط نماز بخونیم. قرار نیست فقط گنبد و کاشی رو رنگ و لعاب ببخشیم. قرار نیست با پول توی ضریح انداختن حاجت بگیریم. قرار بوده توی این خونه دورِ هم جمع بشیم. خونواده بشیم. دست بدیم به دست هم، پشت به پشتِ هم، بریم یه گورستونی رو بکنیم آباد. قرار بوده آینده‌مون رو رقم بزنیم. 

نمی‌شه یه‌کاری بکنن، تو مسجد به آدم خوش بگذره؛ روحش شاداب بشه؛ بخنده. که نره یه‌جای دیگه دنبالِ شادابی؟
خیلی کارها می‌شه کرد. خیلی کارها می‌تونن بکنن خیلی از این آدم‌های مدعی.

حالا انقدر هیچ‌کاری نکنن، که آخرش به هیچ بریم! 
از ما گفتن. ما که چشم بستیم به همه‌اش. ولی نسلِ بعد رو بپایید.
نسلِ بعد؟ اصلا نسلِ بعدی وجود داره؟ پنجاه سال دیگه... تو ایران کسی زنده هست به جز ما پیرپاتالا که یحتمل خیلی‌هامون هم تو گور خوابیدیم؟
چی می‌شه که فراموش می‌کنیم فانی بودنِ دنیا رو؟ چی می‌شه که فراموش می‌کنیم وظایفِ انسانی‌مون رو؟


  • نظرات [ ۱۱ ]
دچــ ــــار
۳۰ فروردين ۹۶ , ۱۷:۰۴
چه بلاگر نکته سنج و با دغدغه ای!

پاسخ :

:دی
میس واو
۳۰ فروردين ۹۶ , ۱۸:۳۹
یاد این افتادم که رفته بودم اعتکاف، یکی از برنامه هاشون جشن میلاد امام علی بود. یه خانمی رو اورده بودن مولودی بخونی. من شخصا نمی دونستم باید گریه کنیم یا شادی! قبل از شروع مولودیشم تاکید کرد دست نزدید، دست زدن در مسجد جایز نیست |:

پاسخ :

:|
اونم امام علی. اونم حضرتِ مولا... که روزِ تولدشون آدم باید از شادی خفه شه رسما :/


اسمارتیز :)
۳۰ فروردين ۹۶ , ۱۸:۴۲
اتفاقا چند وقتیه که منم به این موضوع فکر می‌کنم... به قول شما زمان جنگ، مساجد خیییلی نقش پررنگی داشتن.... یه جور مرکز سازماند‌هی و جایی که همه واسه خبر گرفتن و اعلام آمادگی میرفتن اونجا..... حالا اگه بر فرض(می‌دونم فرضشم درست نیست ولی فقط واسه مقایسه) اگه خدایی نکرده الان بخواد جنگی اتفاق بیوفته، مساجد بام میتونن همون قدر پررنگ و آرامش‌بخش باشن؟ یا اصلا چرا راه دور بریم، الان که وسط جنگ و معرکه‌ی نرم هستیم، مساجدمون می‌تونستن خییییییلی خییییلی بهتر از این باشن... یعنی اصلا یه فلسفه مسجد اینه که یه عده مسلمون و مومن دور هم جمع بشن ببینن حالا وظیفه‌شون چیه؟ چیکار میتونن انجام بدن واسه مبارزه؟ حالا به فرض زمانی هم وجود داشت که هیچ مبارزه‌ی ظاهری وجود نداشت، باز مبارزه‌ی اصلی آدما با نفسشون واقعا میتونه بحث و راه خوبی باشه واسه بچه مسجدی ها....

+ این البته تا خد خیلی زیادی به دست اندر کاران و به قولی هیئت امنای مسجد هم ربط داره:) مثلا ما الان یه مسجد داریم سر کوچه‌مون که نسبت به خیییلی مساجد دیگه خیلی باحالتر و جذاب تره.... که مثلا ما واقعا اینو مدیون امام جماعتمون هستیم.... به نظرم باید یه کم خودمون دست به کار شیم چون مساجد واقعا نهادهای مردمی ان که به دست خود مردم اداره میشن...
:)))))

پاسخ :

دقیقا همین... و واقعا راست میگی. ما الان وسطِ یه جنگیم! اونم یه جنگِ بزرگ و ترسناک. اونم جنگی که اتفاقا می‌تونه سنگر و خط مقدمش مسجد باشه!
یه‌عالمه موضوعات خوب و اساسی برای سخنرانی، مباحثه. بعد هی میان و حرف‌های تکراری می‌زنن. حرف‌هایی که بی‌اثر بودنشون بارها و بارها ثابت شده. 
چه‌قدر سوال تو ذهنمون... تو ذهنِ خود من هست! 

اینجا هم یه امام‌زاده هست. برای اداره اوقاف هم هست اتفاقا. کلاس‌های حفظ و تفسیر و قرائت قرآن. رایگان هم هست؛ کاملا.
ولی مسئله اینه که اول باید بدونیم چرا حفظِ قرآن، چرا تفسیرِ قرآن... بعد بریم سراغ کلاسش. به هر حال اینا مباحثِ سنگینی‌ان. حفظِ قران که کمرشکنه. باید اول آمادگی ایجاد بشه.

از این مسجدا خدا زیاد کنه واقعا... آره. یکم باید خودمون دست به کار شیم. راست می‌گید :)
آقاگل ‌‌
۳۰ فروردين ۹۶ , ۱۸:۵۲
مسجد محل ما فقط وقتای نماز ظهر و عصر بازه. یک موقعی قرار بود داخلش کلاس آموزشی بگزاریم یک هفته فلانی کلید رو با خودش میبرد باغ. یک هفته چون فلانی نبود نمیشد. یک هفته فلان یک هفته بهمان. خلاصه که هزار جور وصله هم به تن بچه ها چسبوندن. اینجا بود که همه نا امید شدن. تو ایام عزا و شادی هم که تا یک بچه میاد تو مسجد بچه بشین. بچه شلوغ نکن بچه فلان نکن. خب چرا بچه ها و نوجوون ها باید دلشون بخواد بیان مسجد با این اوصاف؟ چرا؟

پاسخ :

:|
خیلی نامردیه خب. یکی به نماز اول وقت نرسه کلا نخونه؟ :|
آدمای قوی باید دور هم جمع شن برای این کار. آدمایی که از سر تفنن نخوان انجام بدنش. آدمایی که هدف دارن. نیت‌شون رو می‌دونن.
ما همیشه قربانیِ تصمیماتِ یهویی می‌شیم. می‌ریم سراغِ کارایی که براشون مناسب نیستیم.
اونایی هم که براش مناسبن حال ندارن :|
حوا ...
۳۰ فروردين ۹۶ , ۱۹:۳۷
یه چیزِ جالب بگم حنا؟!
مامانم یه دوست داره که متاسفانه بدحجابه... خانومِ خیلی خوب و خوش برخورد و مودبی هستن و بااخلاق ولی زیاد به حجاب اعتقادی ندارن...
ایشون سه تا پسر دارن و یه دختر کوچولوی ۳ ساله...
پسراشون به شدت مذهبی و اهلِ مسجد و روضه و هیئتی هستن کلاً...
میدونی دلیلش چیه؟! چون خونشون کنارِ مسجده و پسرهاش از بچگی میرفتن مسجد و همه ی دوستاشون هم بچه مذهبی های درجه یک هستن :)
پس مسجد واقعاً تاثیرگذاره :)
کاش یکم بیشتر اهمیت بدیم...

پاسخ :

هزار چیزِ جالب بوگو ^_^

مثلِ استاد ما. البته ایشون آقاست. خیلی آدم باشخصیتیه. خیلی دوستش دارم. ولی اون روز تو کلاس گفت مذهب کلا چرته، انسانیت باید داشت :|

:)))
چه‌قدر خفن. واقعا...فکر کن توی خونه هم کسی شبیهشون نبوده و این شکلی شدن! ببین چه‌قدر تیم مسجدی قدرتمند عمل کردن و چه‌قدر خوب آجر آجر بنا گذاشتن.
ذوق کردم... خیلی ذوق کردم که هنوزم هست.

پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
۳۰ فروردين ۹۶ , ۲۰:۳۹
آخه اگه به آدم تو مسجد خوش بگذره که حرام است. یعنی کلا هر چی به آدم خوش بگذرونه حرام است

پاسخ :

:دی
بهنام غمی
۳۰ فروردين ۹۶ , ۲۰:۳۹
» مثل حرف آخر مطلبتون به نظرم اول باید دید آیا دین هنوزم مثل گذشته محل رجوع مردم هست بعد بریم سراغ مسجد. 
» توی مسجدی که توی سـال ۸ ۸ بنر تبلیغاتی دولت وقت رو می‌زنند، اگه کسی از اون کاندید بدش بیاد به تبعش از اون مسجد هم زده میشه چون اون متولی حرمتش رو نگه نداشته و ازش سواستفاده سیاسی کرده. پس وقتی رفتار بدی از اون کاندید ببینه اونو به اون مکان و متولیاش هم نسبت میده...
» یه برنامه کتاب‌خوانی هم راه می‌ندازند فقط کتابای مطهری توی لیسته :|
» یکی از نقاط قوت ادیان ابراهیمی تاکیدشون به اجتماعات مردمیه. مراسمی که مردم کنار هم جمع بشند. باهم ارتباط داشته باشند. اما چه کردند با این اعتقادات؟ حالا هرکی چپیده توی یه گوشه‌ای و حتی بعضیا با پدر و مادرشون هم ارتباط ندارند چه برسه به مردم.
» دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما / چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما؟ (حافظ)

پاسخ :

دین محل رجوع هم نباشه، مسجد میتونه مردم رو جلب بکنه.
آره. جهت گیری های سیاسی خیلی دلچسب نیست. سیاست... مخصوصا این اوضاع دوقطبی همیشه گند زده به همه چی. اه :/
باید درستش کرد. باید درستش کنیم. خودمون... قدم به قدم.
بانوی دی ماه
۳۰ فروردين ۹۶ , ۲۰:۴۱
حالا حرص نخور عزیزیم ..
خیلی از مسجدها هستن که هنوزم حال و احوالشون توپه ولی کمن ..
بعدم من خودم توجه کردم خوده جوونا هم کمتر سرمیزنن کاری ندارم کی چی کارمیکنه ولی بهتره خوده جوونا دست و اسین بالا بزنن نمیشه که همش چندتفر محیطو محیا کنن  خوده جوونام باید کمک کنن رفیقاشونو جمع کنن نظر بدن پیشنهاد بدن:)

پاسخ :

آره. این کم تعداد بودشون غمگینه. یه وقتایی با خودم فکر میکنم تقصیر منه. تقصیر کسایی مثل من که حرف زیاد میزنن و عمل... :)
آره. باید جمع بشیم... یه مشکل اینه که کارگروهی رو واقعا، اصلا، ابدا بلد نیستیم.
سارینا .م
۳۰ فروردين ۹۶ , ۲۲:۲۲
تجربه بهم ثابت کرده نباید نظرم رو تو این موضوعات بگم چون خیلی ها تحملش رو ندارن ،حتی اگه محترمانه حرف بزنی! اما تو حنایی پس میگم.


بیا قبول کنیم  مبلغ های دینیمون . مساجد و جاهایی که ادم ها رو به دین دعوت میکنن آپدیت نشدن با تغییرات جامعه ! 
جامعه ی مذهبی ای که توش فرق مولودی و مداحی فقط تو اینه که با یکی تو سر میزنن یا یکی کف میزنن چه شانسی برای جذب جوون ها داره ؟ 
مثلا اگه بخوان جذب کنن چه کار میتونن بکنن؟ مثالی داری؟ اسلام دست و پاشون رو بسته!
 الان هر مسجدی من میبینم فقط وقت نماز بازه . و کسایی هم که توش هستن یا پیرمرد پیرزن هان یا بچه های زیر پونزده سال! خیــــلی کم خارج از این دو دسته ن! 
تو بگو دین برای همه ی زمانهاست! من میپرسم پس چرا این روزا اینقدر غریبه؟ پس چرا نمیتونه کسی رو به خودش جذب کنه؟ 

پاسخ :

بوگو :)

مسئله دقیقا همینه ساری. کاری که باید بشه نمیشه.
میگم در مسجد رو باز بذارن پسربچه ها برن فوتبال بازی کنن. میگم کارتن خواب ها برن توش بخوابن شب ها. میگم جوونا دور هم جمع شن کار کنن. 
چه کاری؟ همین امثال اردوهای جهادی. 
تو بپرس پس چرا نمیتونه کسی رو جذب کنه؟ من میگم چون متدین نداریم!
تاوقتی فقط الکی باشیم، حرف باشیم، نمیشه ساری.
اینکه حالا چون مذهبی ها آدمای دروغکی شدن به قول استاد ما بگیم مذهب چرنده و انسانیت مهمه! واقعا چیز بی مفهومیه.
اگه تو همین مسجدها حرف اسلام... حرف حقیقی اسلام! زده میشد، الان خیلی انسان تر بودیم. که اسلام، عین انسانیته.

خور شید
۳۱ فروردين ۹۶ , ۱۲:۲۶
چرا کامنت من نیشت؟

پاسخ :

کامنت نیومده برام از تو o_O
زینـب خــآنم
۰۲ ارديبهشت ۹۶ , ۰۹:۵۸
خیلی عالی بود ، واقعا خیلی کارا میشه کرد ک نمیشه نمیدونم چرا
شایدم واقعا کسی این ایده های تو ب ذهنش نمیرسه
باید ب کسی بگی ک کاری از دستش بربیاد
مثلا میگم آقای قرائتی ک خیلی ب مسائل نماز و مسجد اهمیت میدن و قدرت اجرایی هم دارن
یا اینک خودمون ی مسجد بسازیم ُ این کارا رو اونجا پیاده کنیم ، شاید کم کم در طول سااااااالیان رواج پیدا کنه

پاسخ :

شاید همه تنبل شدیم. همه.
و همه هم از دیگران انتظارِ عمل داریم. 

آره. اینا همه برنامه‌های بلندمدته. شاید حتی به عمری خودمون هم کفاف نده... ولی یه نسلِ بعد... :)))


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan